دوره 5, شماره 2

تابستان 1390

فهرست مطالب

علوم اجتماعی و رفتاری

هدف پژوهش تعیین رابطه بین مکانيزم های دفاعی،تجربه و ابراز خشم در يک نمونه دانشجویی بود. روش پژ<هش همبستگی و جامعه آماری کلیه دانشجویان دختر مشغول به تحصیل سال 89-1388 دوره کارشناسی دانشگاه شهید بهتی به تعداد 4200 نفر بود که از میان آن ها213 نفر به روش نمونه گيری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه مکانيزم های دفاعی باند و همکاران(1983) و نسخه شماره 2 پرسشنامه بروز خشم زمينه ای خصلتی اسپيلبرگر(1986) را تکميل کردند. برای تحليل داده ها از فراوانی،ميانگين،انحراف معيار،ضريب همبستگی و تحليل رگرسيون استفاده شد. .یافته ها نشان داد مکانيرم دفاعی رشد یافته با تجربه و مهار خشم رابطه مثبت و با ابراز خشم و برخی زيرمقياس های آن از جمله بروز کلامی و جسمانی خشم،خلق و خو و واکنش خشمگينامه رابطه منفی دارد و مکانيزم های دفاعی رشد نايافته و روان آزرده با تجربه و مهار خشم رابطه منفی و با ابراز خشم و زیر مجموعه های آن رابطه مثبت دارد. افرادی که از مکانيزم های دفاعی رشد یافته استفاده می کنند. می تواند احساس های خود را از جمله خشم را تجربه کنند. و به همين خاطر،خشم خود را بهتر می توانند مهار می کنند اما افرادی که از مکانيزم های دفاعی رشد نايافته و روان آزرده استفاده می کنند. از تجربه احساس های خويش اجتناب می کنند که به معنای از بین رفتن آن احساس نيست بلکه اين احساس ناديده گرفته شده،به شکل رفتارهایی برون ريزی می شود که گاهی خارج از کنترل آن ها است . بنابراين باید افراد رابرای استفاده از مکانيزم های دفاعی رشد یافته آموزش داد.
عابدين جواهری, سعید قنبری, علیرضا زرندی
PDF
اين پژوهش با هدف تعيين ميزان اثربخشی اميد درمانی بر افزايش رضايت زناشویی دانشجویان متاهل دارای سبک دلبستگی نا ايمن انجام پذيرفت. روش پژوهش از نوع شبه آزمايشی با طرح پيش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و جامعه آماری شامل دانشجویان متاهل دانشگاه علامه طباطبایی در سال تحصيلی 87-88 به تعداد 480 نفر بود. برای شناسایی افراد دارای سبک دلبستگی نا ايمن،آزمودنی ها پرسشنامه تجارب شخصی در روابط صميمانه والر،فرالی،و برنان(2000)را تکميل کردند. پس از مرحله غربالگری 52 نفر از آزمودنی ها سبک دلبستگيشان نا ايمن بود. از اين میان 16 نفر تمايل به همکاری با پژوهشگران داشتند که اين افراد در دو گروه آزمايش و گواه جايگزين شدند. هردو گروه به پرسشنامه های رضايت زناشویی انريچ سليمانی نژآد(1337) و اميد اسنايدر(1991) پاسخ دادند. در گروه آزمايشی،اميددرمانی در 6 جلسه يک ساعته به صورت گروهی اجرا شد اما در گروه گواه مداخله ای صورت نگرفت. سپس پس آزمون اجرا .نتايج نشان داد آموزش رويکرد اميددرمانی در گروه آزمايشی به طور معناداری موجب افزايش امید و رضايت زناشویی در دانشجویان متاهل دارای سبک دلبستگی نا ايمن در مقايسه با گروه گواه شده اما منجر به تغيير سبک دلبستگی افراد از نا ايمن به ايمن نشده است. در حوزه ذرمان و در زمينه کار با افرادی که نارضايتی زناشویی دارند،اميد درمانی با توجه به ماهيت آن بسیار کارا و نويدبخش به نظر می رسد.
نجمه خوشخرام, محمود گلزاری
PDF
اين پژوهش با هدف تعيين تاثیر برنامه آموزش فلسفه به کودکان بر عزت نفس و توانایی حل مسئله در دانش آموزت دختر سال اول راهنمایی شهرستان بروجن در سال تحصيلی 89-88 انجام شد.روش پژوهش از نوع شبه آزمايشی با پيش آزمون – پس آزمون با گروه گواه است. در اين پژوهش از 1720 دانش آموز دختر اول راهنمایی، دو کلاس به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و آزمودنی ها به صورت تصادفی در دو گروه آزمايش و گواه جايگزين شدند. هر دو گروه پرسشنامه سبک های حل مسئله لانگ و کسيدی و عزت نفس کوپر اسميت را تکميل کردند و سپس برنامه فلسفه به کودکان گروه آزمايش به مدت 15 جلس هر هفته 2 جلسه آموزش داده شد. به گروه گواه آموزشی در اين زمينه ارائه نشد. در پایان دوره مجددا هر دو گروه پرسشنامه های مذکور را تکمیل کردند.نتايج با روش تحليل کوواريانس تحليل شد. یافته ها نشان داد برنامه مذکور به طور معناداری عزت نفس گروه آزمايش را افزايش داده و از سوی ديگر به افزايش معنادار استفاده از سبک حل مسئله مسئله مدار و کاهش معنادار در سبک هيجان مدار منجر شده است. اين برنامه می تواند در بهبود مهارت های شناختی و اجتماعی دانش آموزان موثر واقع شود هدف از برنامه آموزش فلسفه به کودکان اين است که کودکان تبديل همانگونه سازندگان آن معتقدند هدف اين برنامه اين است کودکان انسان هایی متفکرتر،انعطاف پذیرتر بالاملاحظه تر و منطقی شوند.
محمدیاسین سیفی گندنی, فرهاد شقاقی, سارا کلانتری ميبدی
PDF
هدف پژوهش حاضر تعيين رابطه بین نظام ارزشی مديران و ويژگی های شخصيتی آن ها با سه متغيير مشارکت شهروندی، نگرش به شايسته سالاری و بیگانگی سازمانی بود. روش پژوهش زمينه يابی بود. بدين منظور از ميان مجموعه 1870 نفری مدیران و سرپرستان سازمان های ديوان سالار 288 نفر و از میان و از مجموعه 1100 نفری مدیران و سرپرستان سازمان های صنعتی 155 نفر به طور تصادفی طبقه ای انتخاب و روابط مذکور در اين دو نوع سازمان بررسی و مقايسه شد. نظام ارزشی مدیران با پرسشنامه ارزش های شوارتز و ويژگی های شخصيتی مدیران با نسخه کوتاه پرسشنامه شخصيتی نئو (کاستا و مک کری 1985) مشارکت شهروندی با پرسشنامه آلموند و وربا (1963) نگرش به شايسته سالاری با پرسشنامه پيرس و تسيو(1994)و بیگانگی سازمانی با يک پرسشنامه 4 سوالی پژوهشگر ساخته ارزيابی شد. به منظور بررسی روابط بین متغیرها از ضريب همبستگی پيرسون و به منظور مقايسه دو نوع سازمان از z فيشر استفاده شد. بر اساس نتايج به دست آمده تفاوت های معناداری بین سازمان های ديوان سالار و سنتی و نيز روابط معناداری بین نظام ارزشی و ويژگی های شخصيتی با متغيرهای ملاک به دست آمد. با توجه به اين نتايج به نظر می رسد سازمانهای ديوان سالار بيشتر ماهيتی انسان گرايانه دارند. بنابراين پيشنهاد می شود که برنامه های اصلاحی در سازمان های سنتی اجرا شود که معطوف به ساختار و فرهنگ سازمانی و مبنی بر ترويج و ترغيب ارزش های جهانی بودن،خيرخواهی و خودرهبری و افزايش انعطاف پذيری است. اين پژوهش پاسخ مشخصی در اختیار مسئولين قرار می دهد که در بدو استخدام در گزينش اوليه کارکنان پس از استخدام مراحل بالاتر هنگام ارتقا و در مديريت افراد نخبه می توان از اين نتايج استفاده کرد.
مليحه سادات کاظمی, حمیدرضا عريضی, محسن گل پرور
PDF
پژوهش حاضر با هدف ميزان اثر بخشی تحول راهبرد خود نظم دهی بر عملکرد نوشتن دانش آموزان دچار اختلال کمبود توجه بیش فعالی صورت گرفت. روش پژوهش از نوع آزمايشی و جامعه آماری کليه دانش آموزان پايه سوم تا پنجم ابتدایی شهر شيراز به تعداد 18652 نفر بود. به منظور انجام اين پژوهش ،تعداد 20 دانش آموز دچار اختلال بيش فعالی پس از اجرای آزمون های تشخیصی(آزمون هوشی و کسلر کودکان پرسشنامه علائم کودکان استونی بروک و آزمون اختلال نوشتن فلاح چای به شيوه نمونه گيری خوشه ای چند مرحله ای به طور تصادفی انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمايش و گواه جايگزين شدند. راهبردهای خود نظم دهی به آزمودنی های گروه آزمايش به مدت 10 جلسه 1 ساعته هفته ای يک جلسه آموزش داده شد. گروه گواه مداخله ای دريافت نکرد. داده های به دست آمده با استفاده از روش آماری کوواريانس تحليل شد. نتايج به دست آمده نشان داد عملکرد نوشتن آزمودنی های گروه آزمايش در مقايسه با گروه گواه به طور معناداری بهبود يافته و خطاهای املای آن ها کم شده است. پيگيری پس از گذشت 3 ماه نيز موید پايداری آموخته ها بود. برمبنای نتايج اين پژوهش راهبردهای خود نظم دهی سبب کاهش خطاهای املای دانش آموزان دچار کمبود توجه بیش فعالی می شود. بنابراين می توان به مربیان اين کودکان،مشاوران و روان شناسان پيشنهاد نمود که با استفاده از اين راهبردها برای بهبود عملکرد نوشتن دانش آموزان دارای اختلال نوشتن بکوشند.
سیده زهرا علی بخشی, عليرضا آقایوسفی, حسین زارع, ساره بهزادی پور
PDF
هدف اين مطالعه تعيطن رابطه نظام های مغزی- رفتاری و برخی عوامل جمعيت شناختی با ابتلا به بیماری های قلبی- عروقی بود. روش پژوهش از نوع پس رويدادی و جامعه آماری حدود 360 نفر از بیماران قلبی- عروقی 20 تا 40 ساله بیمارستان شهيد مدنی شهر تبريز بود. نمونه آماری پژوهش شامل 122 نفر که 62 نفر از آن ها سالم و 60 نفر بیمار قلبی بودند که به روش نمونه گيری تصادفی انتخاب شدند. ابزار سنجش اين پژوهش مقياس بازداری/ فعال سازی رفتاری کارور وايت و پرسشنامه جمعيت شناختی محقق ساخته بود. نتايج پژوهش نشان دهنده عدم تفاوت بین افراد سالم و بیمار در نظام فعال سازی رفتاری،و تفاوت آن ها در نظام بازداری رفتاری بود. به علاوه نتايج آزمون تحلیل واريانس نشان داد که جنس اثر معناداری در هيچ يک از نظام های مغزی- رفتاری ندارد. نتايج رگرسیون لوجستیک نشان داد که وزن و سن می توانند پيش بینی کننده بیماری قلبی باشندو همچنين احتمال ابتلا به بیماری قلبی در مردان بیشتر از زنان است. با توجه به اين که ممکن است افراد سالم و بیمار در نظام بازداری رفتاری تفاوت داشته باشند،از فعاليت سيستم بازداری رفتاری می توان به عنوان مولفه مناسبی در تحليل روان شناختی بروز بیماری های قلبی عروقی سود حست. پيشنهاد می شود با شناسایی نوع نظام های مغزی رفتاری به ويژه نظام بازدارس رفتاری افراد و آگاهی آن ها نسبت به اين نوع ويژگی، آن ها را در جهت بهبود سبک زندگيشان سوق داد و بدين وسيله بروز بیماری های قلبی عروقی را در آن ها کاهش داد.
مریم چوبدار, جليل باباپور خیرالدين, زینب خانجانی, سهيلا زمينی
PDF
هدف پژوهش تعيين تاثیر رفتار درمانگری شناختی در بهبود کيفيت زندگی بیماران دچار سرطان بود. ر.وش پژوهش تيمه آزمايشی با طرح پيش آزمون –پس آزمون، گروه گواه و پيگيری بود. آزمودنی ها 30 بیمار دچار سرطان بودند که از ميان بیماران مراجعه کننده به مراکز شيمی درمانی و درمانگاه های منتخب آنکولوژی زاهدان انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 تفری آزمايش و گواه جايگزين شدند. گروه آزمايش 9 جلسه 60 دقيقه ای 1 جلسه در هفته متغیر مستقل،رفتار درمانگری شناختی را دريافت کرد. در گروه گواه مداخلات روان شناختی صورت نگرفت. ابزار پژوهش وژراست سوم پرسشنامه کيفظيت زندگی سازمان پژوهش های اروپایی بود. که سه مقياس حيطه کلی علائم/ کيفيت زندگی، مقياس عملکردی و مقياس علائم را می سنجد و هر يک اتز اين مقياس ها نيز چندين ابعاد را ارزيابی می کند. برای تحليل داده ها از کوواريانس استفاده شد. يافته ها: نتايج حاکی از بهبودی و تفاوت معنی دار گروه آزمايش در تمامی ابعاد مقياس های کيفيت زندگی در مقايسه با گروه گواه بود. همچنين وضعيت بهتر آن ها را در ابعاد ايفای نقش،عملکرد هيجانی،شناختی و اجتماعی مقياس عملکردی نسبت به گروه گواه نشان داد پيگيری بعد از 2 ماه، نتايج به دست آمده در گروه را تاييد کرد. رفتار درمانگری شناختی باعث بهبود کيفيت زندگی و عملکرد بیماران دچار سرطان می شود. بنابراين از اين روش می توان در مراکز آنکولوژی به عنوان يک درمان تکميلی در کنار درمان های پزشکی سود جست و از طرفی از نقش اساسی آن در بهبود ارتباط پزشک و بیمار بهره مند شد.
فرهاد کهرازئی, عصمت دانش, پرويز آزاد فلاح
PDF