دوره 6, شماره 1

بهار 1391

فهرست مطالب

علوم اجتماعی و رفتاری

هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه خودپنداره تحصیلی، هیجانهاي تحصیلی مثبت (لذت، امیدواري) و منفی (اضطراب، عصبانیت و خستگی) با یادگیري خودگردان در دانش آموزان بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماري شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر دبیرستانهاي دولتی و غیردولتی متوسطه شهر تهران به تعداد 223742 نفر در سال تحصیلی 89- 90 بود که 840 نفر به روش نمونه گیري خوشه اي چندمرحله اي انتخاب شدند و به پرسشنامه خودپنداره تحصیلی مارش، 1990 ، پرسشنامه هیجانهاي تحصیلی پکران گواتز و فرنزل ( 2005 ) و پرسشنامه راهبردهاي یادگیري پینتریچ و ديگروت، 1990 پاسخ دادند. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل گام به گام رگرسیون چندمتغیري تحلیل شد. یافته ها: ماتریس همبستگی بین متغیرهاي پژوهش نشان داد رابطه خودپنداره تحصیلی و هیجانهاي مثبت مربوط به کلاس با خودگردانی یادگیري مثبت معنادار و با هیجان هاي منفی و خودگردانی یادگیري منفی و معنادار است. متغیرهاي خستگی، امیدواري، لذت و اضطراب با یادگیري خودگردان رابطه داشت و در تعامل با هم 55 درصد از تغییرات یادگیري خودگردان را تبیین میکرد. اما خودپنداره تحصیلی قادر به پیشبینی یادگیري خودگردان نیود. نتیجه گیري: هیجان هاي تحصیلی قادر به پیشبینی یادگیري خودگردان هستند که از میان آنها متغیر خستگی از کلاس بالاترین قدرت پیش بینی کنندگی را دارد. بنابراین محیط هاي آموزشی باید به دنبال پرورش هیجانهاي مثبت و کاهش هیجان هاي منفی در دانش آموزان از طریق بالاتر بردن کیفیت آموزش معلمان باشد.
فریبرز نیکدل, پروین کدیور, ولی اله فرزاد, مهدي عربزاده, جواد کاووسیان
PDF
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش دلبستگی به والدین در پیشرفت تحصیلی با واسطه گري خودکارآمدي بود. روش: روش پژوهش از نوع همبستگی و جامعۀ آماري شامل 6530 دانش آموزان دبیرستانی شهر شیراز بود که براساس روش نمونه گیري تصادفی خوشه اي چندمرحلهاي 301 نفر (147 پس و 154 دختر) از انتخاب شد. در این پژوهش دلبستگی به والدین به عنوان متغیر برون زاد، خودکارآمدي به عنوان متغیر واسطه اي و پیشرفت تحصیلی به عنوان متغیر درون زاد درنظر گرفته شد. ابزار پژوهش خرده مقیاس دلبستگی به والدین آرمسدن و گرینبرگ ( 1987 ) و مقیاس خودکارآمدي عمومی شوآرزر و جروسلم ( 1992 ) بود. الگوي فرضی پژوهش با استفاده از روش رگرسیون چندگانه همزمان بر طبق روش مراحل بارون و کنی ( 1989 ) آزمون شد. یافته ها: نتایج نشان داد دلبستگی به والدین پیش بینی کنندة مثبت و معنادار پیشرفت تحصیلی و خودکارآمدي پیش بینی کنندة مثبت و معنادار پیشرفت تحصیلی است. نتیجه گیري: در مجموع، خودکارآمدي میتواند به عنوان متغیر واسطه اي میان دلبستگی به والدین و پیشرفت تحصیلی درنظر گرفته شود. براین اساس والدین میتوانند با فراهم کردن فضایی امن سطح پیشرفت تحصیلی فرزندان را ازطریق ارتقا سطح خودکارآمدي آنها بهبود بخشند.
مینا مهبد, محبوبه فولادچنگ
PDF
هدف پژوهش تعيين ويژگيهاي روان سنجي مقياس چندبعدي اضطراب كودكان بود. روش: روش پژوهش توصيفي - پيمايشي بود. با استفاده از روش نمونه گيري خوشه اي چندمرحله اي از ميان 92249 دانش آموز پايه سوم، چهارم و پنجم ابتدايي مدارس دولتي شهر مشهد در سال تحصيلي 90- 89 ، تعداد 507 دانش آموز انتخاب شد. ابزارهاي پژوهش پرسشنامه اطلاعات جمعيت شناختي، مقياس تجديدنظرشده اضطراب آشكار كودكان رينولدز و ريچموند ( 1978 )، مقياس افسردگي كودكان كواكس (1977) و مقياس چندبعدي اضطراب كودكان مارچ، پاركر، ساليوان، استالينگ و كانرز ( 1997 ) بود. يافته ها: تحليل داده ها نشان داد اعتبار بازآزمايي و همساني دروني كل مقياس چندبعدي اضطراب کودکان به ترتیب 48/0 و 79/0 است. همچنین همبستگی این مقیاس با مقیاس اضطراب آشکار و مقیاس افسردگی کودکان به ترتیب برابر با 38/0 و 02/0 بود که بیانگر روایی همگرا و واگرای مقیاس مذکور است. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز نشان داد که الگوی 4 عاملی مقیاس چندبعدی اضطراب کودکان در جامعه ایرانی برازش خوبی دارد. نتيجه گيري: مقياس چندبعدي اضطراب مشخصه هاي روان سنجي قابل قبولي در جامعه ايراني دارد و يك ابزار غربالگري مفيد جهت شناسايي كودكان مبتلا به اختلال هاي اضطرابي است.
علي مشهدي, رضا سلطاني شال, فاطمه ميردورقي, بتول بهرامي
PDF
هدف پژوهش تعیین رابطه بین سبك هاي یادگیري و خودكارامدي دانشجویان گروه هاي تحصیلی علوم انسانی، فنی-مهندسی و علوم پایه بود. روش: روش پژوهش علّی-مقایسه اي و همبستگی و جامعه آماري شامل 0767 دانشجوي مقطع كارشناسی دانشگاه شهید بهشتی در سال تحصیلی 89- 88 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی از میان آن ها 364 نفر انتخاب شد. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه سبک های یادگیری کلب (1999) و خودکارآمدی عمومی شرر (1982) بود. یافته ها: یافته ها نشان داد دانشجویان علوم انسانی سبک یادگیری انطباق یابنده، دانشجویان فنی- مهندسی سبک همگرا و دانشجویان علوم پایه سبك جذب كننده داشتند. رابطه خودكارامدي و گروه تحصیلی و جنس معنادار بود. خودكارامدي دانشجویان فنی-مهندسی نسبت به گروههاي علوم انسانی و علوم پایه و دانشجویان دختر نسبت به دانشجویان پسر بالاتر بود. تفاوتی در سبك یادگیري دانشجویان دختر و پسر مشاهده نشد. نتيجه گيري: براي ایجاد یا افزایش خودكارامدي دانشجویان لازم است آنها از سبك هاي یادگیري هر رشته تحصیلی و مشاغل مرتبط با آن آگاهی یابند تا بتوانند از نظر تحصیلی و شغلی موفق باشند. همچنین باید تدابیري اتخاذ كرد تا سبكها و روشهاي تدریس استادان در دانشگاه متناسب با سبك یادگیري خاص هر رشته تحصیلی باشد تا آموزش مطلوب تحقق یابد و دانشجویان بتوانند مبانی رشته تخصصی خود را یاد بگیرند و از دانش خود به طور كاربردي استفاده كنند تا خود را افرادي كارآمد بدانند.
معصومه غيبي, محبوبه عارفي, عصمت دانش
PDF
نظريه هاي شناختي اخير فرض ميكنند كه هذيان ها در بيماران دچار اسكيزوفرنيا به دليل سوگيري زود قضاوت كردن به وجود ميآيد. از اينرو هدف پژوهش حاضر ساخت يك آزمايه معتبر و پايا براي اندازه گيري سوگيري زود قضاوت كردن بود. روش: روش اين پژوهش از نوع همبستگي و شامل روشهاي چندگانه آزمون سازي بود. گروه نمونه شامل 45 بيمار در دسترس دچار اختلال اسكيزوفرنيا بود كه از بين حدود 1500 بيمار بستري در بيمارستان هاي رازي و ابن سيناي شهر شيراز در يك دوره 6ماهه انتخاب شد. ابزارهاي پژوهش شامل دو آزمايه شباهت ها (صفاريان، 1389 ) و مهره ها (گرتي، 1991 ) و مقياس اندازه گيري علائم مثبت و منفي (اندريسن، 1984 ) بود. آزمايه شباهت ها شامل 17 گروه تصوير است كه روي نمايشگر رايانه با سرعتهاي متفاوتي ميچرخد. در هر كوشش، يك تصوير الگو و سه تصوير مشابه با تصوير الگو ارائه ميشود و وظيفه آزمودني اين است كه در هر كوشش تصويري را انتخاب كند كه با تصوير الگو بيشترين شباهت را داشته باشد. براي بررسي همساني دروني آزمايه از روش همساني دروني و براي بررسي روايي همزمان، همبستگي نمره هاي آزمودني ها در آزمايه شباهتها با نمره هاي آنها در آزمايه اي كه قبلاً براي سنجش سوگيري زود قضاوت كردن ساخته شده بود (آزمايه مهره ها) محاسبه شد. روايي پيش بين با استفاده از روش رگرسيون خطي در پيش بيني شدت هذيان هاي بيماران دچار اسكيزوفرني توسط آزمايه جديد بررسي شد. روايي تشخيصي آزمايه نيز با مقايسه نمره هاي بيماران با و بدون هذيان بررسي شد. يافته ها: آزمايه شباهتها از همساني دروني، روايي همزمان، روايي پيشبين و روايي تشخيصي مطلوبي برخوردار بود. نتيجه گيري: به وسيله آزمايه شباهت ها ميتوان سوگيري زود قضاوت كردن را به نحوي پايا و روا در بيماران دچار اسكيزوفرنيا مورد سنجش قرار داد و از آن در پژوهشهاي آينده در زمينه بررسي نظريه هاي مربوط به هذيان و توهم استفاده كرد.
زهرا صفاريان, محمدعلي گودرزي
PDF
هدف اين پژوهش تعيين و مقايسه كاركردهاي توجه انتخابي و انتقالي بين كودكان و نوجوانان دچار لكنت رشدي و همتايان سالم بود. روش: روش پژوهش از نوع مقطعي – مقايسه اي و جامعه آماري شامل كليه دانش آموزان مقاطع ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان 11 مدرسه دخترانه و پسرانه شهريار به تعداد 10508 نفر بود. با نمونه گيري دردسترس 30 نفر از كودكان و نوجوانان به كمك تشخيص يك گفتاردرمانگر ماهر انتخاب و شركت كنندگان به دو گروه 15 نفره دچار لكنت رشدي و سالم تقسيم شد. داده از با استفاده آزمونهاي عصب شناختي كارتهاي ويسكانسين گرانت و برگ 1948 و آزمون استروپ مكلئود 1996 گردآوري و به كمك آزمون تي تحليل شد. يافته ها: يافته ها تفاوت معنادار بين دو گروه از نظر كاركردهاي توجه انتخابي و انتقالي را نشان داد و مبين آن بود كه افراد دچار لكنت در مقايسه با گروه سالم نقايصي در كاركردهاي توجه انتخابي و انتقالي دارند. نتيجه گيري: شناخت كاركردهاي توجهي افراد دچار لكنت ميتواند به عنوان متغير شناختي مهمي در فهم آسيب پذيري شناختي اختلال هاي روان زبان شناختي ايفاي نقش كند. نتايج اين پژوهش پيشنهاد ميكند، در برنامه درماني بيماران دچار لكنت رشدي، قبل از انجام مداخلات گفتاري، مبناي عصب شناختي نقائص شناختي آنها با ابزارهاي عصب روان شناختي مشخص شود تا بتوان با درمان آن كه نقطه آغاز فرايند گفتاري است شدت لكنت اين گروه از كودكان را كاهش داد.
هاجر بهرامی, وحید نجاتی, حمیدرضا پور اعتماد
PDF
هدف پژوهش تعيين نقش واسطه اي مكانيسمهاي دفاعي در رابطه بين سبك هاي دلبستگي ايمن، اجتنابي و دوسوگرا با ناگويي هيجاني بود. روش: روش پژوهش همبستگي و جامعه آماري شامل زنان و مردان 20 تا 55 ساله ساكن شهر تهران، بهتعداد تقريبي چهار ميليون نفر بود كه ازميان آنها 314 مرد و 362 زن به صورت داوطلب انتخاب و پرسشنامه سبكهاي دفاعي اندروز، سينگ و بوند 1993 )) ، مقياس دلبستگي بزرگسال هازن و شيور ( 1987 ) و مقياس ناگويي هيجاني تورنتو بگبي، پاركر و تيلور ( 1994 ) توسط آنها تكميل شد. تحليل دادهها با محاسبه ضرايب همبستگي و تحليل رگرسيون انجام شد. يافته ها: نتايج نشان داد رابطة بين ناگويي هيجاني با سبك دلبستگي ايمن منفي و با سبك هاي دلبستگي اجتنابي و دوسوگرا مثبت است و مكانيسم هاي دفاعي در رابطه بين سبكهاي دلبستگي و ناگويي هيجاني تأثير واسطه اي دارد. سبكهاي دلبستگي ايمن و ناايمن ازطريق مكانيسمهاي دفاعي رشديافته، روان آزرده و رشدنايافته در دو جهت متضاد تغييرات مربوط به ناگويي هيجاني را پيش بيني ميكند. نتيجه گيري: تأثير واسطه اي مكانيسمهاي دفاعي در رابطه بين سبكهاي دلبستگي و ناگويي هيجاني جزيي است. مكانيسم هاي دفاعي ميزان تأثير سبك هاي دلبستگي بر ناگويي هيجاني را كاهش ميدهد اما اين تأثير كامل نيست، يعني رابطه سبك هاي دلبستگي و ناگويي هيجاني همچنان معنادار باقي مي ماند. لذا به منظور بازسازي فرايندهاي تنظيم هيجان، علاوه بر تقويت ويژگيهاي ايمني بخش دلبستگي، لازم است زمينه هاي به كارگيري مكانسيم هاي دفاعي رشديافته نيز فراهم شود.
محمدعلي بشارت
PDF