دوره 8, شماره 1

بهار 1393

فهرست مطالب

مقالات

چکیده

هدف: این مطالعه با هدف تعیین میزان اثربخشی آموزش برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن­آگاهی بر کیفیت­زندگی و میزان درد در بیماران دچار سرطان پستان انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه­آزمایشی با گروه گواه و طرح پیش­آزمون، پس­آزمون و پی­گیری 2 ماهه و جامعه آماری کلیه بیماران دچار سرطان پستان بخش انکولوژی بیمارستان دکتر گنجویان شهرستان دزفول به­تعداد 216 بود. از میان آن­ها 34 بیمار واجد شرایط این پژوهش انتخاب و پس از همتاسازی به­صورت تصادفی در دو گروه 17 نفری آزمایش و گواه جایگزین شد. گروه آزمایش برنامه آموزشی را در 8 هفته­ 5/1 ساعته دریافت کرد. هر دو گروه قبل، بعد و دو ماه پس از اجرای برنامه، پرسش­نامه مختصر شدت درد کلیلند (1991) و کیفیت زندگی آرنسون 1987را تکمیل کردند. یافته­ها: نتایج نشان داد آموزش برنامه مذکور باعث بهبود کیفیت زندگی و کاهش شدت درد در بیماران دچار سرطان پستان شده و این تأثیر در مرحله پی­گیری نیز پایدار مانده است. نتیجه­گیری: چون برنامه مداخله کاهش استرس بر پایه ذهن­آگاهی باعث بهبود کیفیت زندگی و کاهش درد بیماران دچار سرطان می­شود؛ بنابراین لازم است با تأسیس مراکز مشاوره و روان­درمانی در بیمارستان­ها و مراکز سرطان­شناسی، از این روش نیز در کنار درمان­های پزشکی استفاده شود.

 

کلیدواژه­ها: درد، ذهن­آگاهی، سرطان پستان،

چکیده

هدف: این مطالعه با هدف تعیین میزان اثربخشی آموزش برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن­آگاهی بر کیفیت­زندگی و میزان درد در بیماران دچار سرطان پستان انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه­آزمایشی با گروه گواه و طرح پیش­آزمون، پس­آزمون و پی­گیری 2 ماهه و جامعه آماری کلیه بیماران دچار سرطان پستان بخش انکولوژی بیمارستان دکتر گنجویان شهرستان دزفول به­تعداد 216 بود. از میان آن­ها 34 بیمار واجد شرایط این پژوهش انتخاب و پس از همتاسازی به­صورت تصادفی در دو گروه 17 نفری آزمایش و گواه جایگزین شد. گروه آزمایش برنامه آموزشی را در 8 هفته­ 5/1 ساعته دریافت کرد. هر دو گروه قبل، بعد و دو ماه پس از اجرای برنامه، پرسش­نامه مختصر شدت درد کلیلند (1991) و کیفیت زندگی آرنسون 1987را تکمیل کردند. یافته­ها: نتایج نشان داد آموزش برنامه مذکور باعث بهبود کیفیت زندگی و کاهش شدت درد در بیماران دچار سرطان پستان شده و این تأثیر در مرحله پی­گیری نیز پایدار مانده است. نتیجه­گیری: چون برنامه مداخله کاهش استرس بر پایه ذهن­آگاهی باعث بهبود کیفیت زندگی و کاهش درد بیماران دچار سرطان می­شود؛ بنابراین لازم است با تأسیس مراکز مشاوره و روان­درمانی در بیمارستان­ها و مراکز سرطان­شناسی، از این روش نیز در کنار درمان­های پزشکی استفاده شود.

 

کلیدواژه­ها: درد، ذهن­آگاهی، سرطان پستان، کیفیت زندگی

مهرداد اکبری, احمد علی پور, حسین زارع, عبدالکریم شیخی

چکیده

هدف: هدف پژوهش تعیین میزان اثربخشی آموزش گروهی مفاهیم رویکرد سیستمی بوئن بر تمایزیافتگی مادران بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با پیش­آزمون، پس­آزمون و پی­­گیری 2 ماهه و جامعه آماری 430 مادر ساکن در شهرک فجر در سال 1391 بود. از این تعداد، مدیر شهرک از150 مادر که معیارهای این پژوهش را داشتند دعوت کرد که در سالن همایش حضور یابند. سپس اسامی مادران مایل به همکاری، داخل کیسه­ ریخته و 30 مادر از طریق قرعه­کشی انتخاب و به­صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه جایگزین شد. ابزار پژوهش پرسش­نامه‌ تمایزیافتگی اسکورون 2003 بود و مداخله در 17 جلسه، هر جلسه 90 دقیقه در هفته یک­بار اجرا شد. یافته­ها: نتایج نشان داد آموزش مفاهیم رویکرد سیستمی بوئن بر نمره کلی تمایزیافتگی، واکنش‌پذیری هیجانی، گریزعاطفی، هم­آمیختگی عاطفی با دیگران، تاثیر داشته ولی بر­خرده مقیاس‌ جایگاه من تاثیری نداشته است. نتایج داده‌ها بعد از دو ماه در همه خرده مقیاس­ها تفاوت معنی­دار با گروه گواه و پایداری اثر آموزش در گروه آزمایش را نشان داد. نتیجه­گیری: چون آموزش تمایزیافتگی می­تواند به استقلال فرزندان و رضایت خانوادگی زوج­ها ­کمک کند، پیشنهاد می‌شود از رویکرد سیستمی بوئن به­عنوان رویکردی اثربخش در افزایش میزان تمایزیافتگی مادران و موارد مشابه استفاده شود.

مهدیه هاشمی, علی زاده محمدی, جمشید جراره

چکیده

هدف: هدف پژوهش تعیین اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر استرس ادراک­شده، خودکارآمدی و کیفیت زندگی  بیماران دچار سرطان پستان بود. روش: روش مطالعه نیمه­آزمایشی با گروه گواه و طرح پیش­آزمون، پس­آزمون و پی­گیری دوماهه و جامعه­آماری کلیه­ی زنان مراجعه­کننده به بخش آنکولوژی مرکز تشخیصی- درمانی بیمارستان هفت تیر تهران به­تعداد 1200 نفر بود که120 نفر آن­ها از مراجعان تازه­ تشخیص در سال 1392 بودند. پس از مصاحبه 30 نفر که ملاک­های ورود به پژوهش را داشتند، به­صورت در دسترس انتخاب و به­طور تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه جایگزین شد.ند ابزار پژوهش، پرسش­نامه­های استرس ادراک­شده کوهن، کامارک و مرملستین (1983)، خودکارآمدی شرر و مادوکس (1982؛ نقل از ملکی پیربازاری، نوری و صرامی،1390) و ویراست سوم پرسش­نامه کیفیت زندگی سازمان پژوهش­های اروپایی آرونسون (1987؛ نقل از صفایی، دهکردی و طباطبایی، 1386) بود. گروه آزمایش 8 جلسه 2 ساعته هفته­ای یک­بار آموزش دید. یافته­ها: نتایج نشان­دهنده اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی در کاهش استرس ادراک­شده و افزایش خودکارآمدی و کیفیت­ زندگی بیماران بود و اثر آن پس از 2 ماه نیز باقی­ماند. نتیجه­گیری: از رفتار درمانی دیالکتیکی می­توان به­عنوان روش موثری برای کاهش استرس، افزایش خودکارآمدی و کیفیت زندگی  بیماران دچار سرطان استفاده کرد.

 

کلیدواژه­ها: استرس ادراک­شده، خودکارآمدی، دیالکتیکی، رفتار درمانی ، کیفیت زندگی

هاجر حاجی احمدی, حسن شمس اسفندآباد, علیرضا کاکاوند

چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف آزمون ساختار عاملی و ویژگی‌های روان‌سنجی سیاهه روان‌درمانی مثبت‌نگر در بین دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی انجام شد. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری تعداد 976 دانشجو شامل 647 دختر و 329 پسر بود که با روش تمام‌ شمار انتخاب شد. ابزارهای پژوهش، سیاهه روان‌درمانی مثبت‌نگر رشید و سلیگمن (2013)، مقیاس رضایت از زندگی داینر، امونز، لارسن و گریفین (1985)؛ نسخه کوتاه پرسش­نامه بهزیستی روان‌شناختی ریف (1989) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لاویباند (1995) بود. روایی عاملی این سیاهه با روش‌های تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و همسانی درونی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به‌دست آمد. یافته‌ها: از مجموع 25 سؤال اولیه، سه سؤال به دلیل عدم همبستگی، حذف شد و تحلیل مؤلفه‌های اصلی با استفاده از چرخش واریماکس نشان داد سیاهه مذکور از پنج عامل هیجان­های مثبت، تعهد، معنی، روابط و موفقیت تشکیل شده و میزان اعتبار 84/0 است. همبستگی این سیاهه با مقیاس رضایت از زندگی، بهزیستی روان‌شناختی و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس حکایت از روایی همگرا و افتراقی دارد. نتیجه‌گیری: در مجموع نتایج، بیانگر آن است که سیاهه روان‌درمانی مثبت‌نگر در نمونه ایرانی به­منظور ارزیابی برایند روان‌درمانی مثبت‌نگر ابزاری مفید و کاربردی است.

 

کلید واژه‌ها: ساختار عاملی، سیاهه روان‌درمانی، مثبت‌نگر، ویژگی‌های روان‌سنجی

شهریار شهیدی, مهدی خانجانی, جلیج فتح آبادی, محمدعلی مظاهری, امید شکری

هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین و مقایسه­ی میزان سرسختی و نوع مکانیسم دفاعی بیماران تحت درمان همودیالیز و افراد سالم بود. روش: روش مطالعه علی­مقایسه­ای و نمونه پژوهش 100 بیمار تحت درمان همودیالیز مراجعه­کننده به دو بیمارستان سوم شعبان و شهید اشرفی اصفهانی در منطقه­ی 12 تهران و هم­چنین 100 نفر افراد عادی ساکن همان منطقه بود که با استفاده از روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب شدند و به آزمون­های سرسختی روان­شناختی کیامرثی (1385) و مکانیسم دفاعی اندروز، سینگ و باند (1993) پاسخ دادند. داده­ها با استفاده از آزمون t مستقل و ضریب همبستگی پیرسون تحلیل شد. یافته­ها: نتایج نشان داد میزان سرسختی روان­شناختی این بیماران پایین­تر از افراد عادی است. در مورد استفاده از مکانیسم دفاعی رشد یافته، بین افراد تحت درمان همودیالیز و افراد عادی تفاوت معنی­داری مشاهده نشد. استفاده از سبک­دفاعی روان­آزرده در افراد تحت درمان همودیالیز رایج­تر از افراد عادی بود، ولی استفاده از سبک دفاعی رشد نایافته در افراد سالم بیشتر از افراد بیمار بود. هم­چنین مشخص شد هرچه سرسختی افراد بالاتر باشد از مکانیسم دفاعی رشد یافته­تری استفاده می­کنند. نتیجه­گیری: تقویت ویژگی سرسختی می­تواند خطر ابتلاء به این بیماری را کاهش دهد. هم­چنین شناخت الگوهای دفاعی نامناسب این بیماران می­تواند ضمن شناسایی عوامل روان­شناختی پدیدآورنده اختلال، منجر به مداخله­های درمانی خاص جهت تعدیل شیوه­های دفاعی شود.

 

کلیدواژه: سرسختی روان­شناختی، مکانیسم دفاعی، همودیالیز  

طیبه سلطانی, عفت خلیلی, فرامرز سهرابی

هدف: هدف پژوهش تعیین اثربخشي آموزش الگوی برنامه­ریزی درسی مبتنی بر خود نظم­دهی و پاداش در کاهش اضطراب امتحان دانشجویان بود. روش: روش پژوهش شبه ­آزمایشی با طرح پیش­آزمون، پس­آزمون و جامعه آماری کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی مراجعه­کننده به مرکز خدمات روان­شناختی و مشاوره دانشگاه شهید بهشتی بود. با استفاده از روش نمونه­گیری در دسترس از میان آن­ها 32 دانشجو، 16 دختر و 16 پسر بر اساس نتایج مصاحبه تشخیصی و نمره­های پرسش­نامه اضطراب امتحان فریدمن و بنداز-جاکوب (1997) انتخاب و به­صورت تصادفي در گروه­های آزمایش و گواه جایگزین شد. الگوی برنامه­ریزی درسی مبتنی بر خود نظم­دهی و پاداش زیندر و ماتیوس (2005) در قالب شش جلسه مشاوره تحصیلی هفته­ای یک جلسه به­مدت 60 دقیقه در گروه آزمايش اجرا شد. یافته­ها: نتایج نشان داد تفاوت گروه آزمایش در نمره کلی و ترکیب ابعاد سه­گانه اضطراب امتحان در مقایسه با پیش­آزمون و گروه گواه معنی­دار، و اثرپذیری دو مؤلفه خطای شناختی و تنیدگی به میزان قابل توجهی، بیشتر مربوط به مؤلفه تحقیر اجتماعی است. نتیجه­گیری: برنامه آموزش الگوی برنامه­ریزی درسی مبتنی بر خود نظم­دهی و پاداش روش مؤثری است که از طریق اصلاح و کنترل خطای شناختی و تنیدگی دانشجویان تا حد قابل­توجهی سطح اضطراب امتحان دانشجویان را کاهش می­دهد.

 

کليدواژه­ها: اضطراب امتحان، برنامه­ریزی درسی، پاداش، خود نظم­دهی.

حسین پورشهریار

هدف: مطالعه حاضر با هدف تعیین ویژگی­های روان­سنجی نسخه جديد سیاهه کمال­گرايي در نوجوانان دختر انجام شد. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری کلیه دختران پیش­دانشگاهی دبیرستانهای دولتی شهر تبریز در سال تحصیلی93-1392 بود. از میان آن­ها 832 دانش آموز  به روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای انتخاب شدند و به سیاهه کمال­گرايي هيل، هالسمن، فار، کيبلر، ويسنتي و کندي (2004) پاسخ دادند. برای تعيين روايي عاملي سیاهه کمال­گرايي از روش­ تحليل عاملي اکتشافي و تأييدي و برای بررسي همساني دروني آن از ضرايب آلفاي کرونباخ استفاده شد. یافته­ها: نتايج تحليل مؤلفه‌هاي اصلي با استفاده از چرخش وريمکس نشان داد كه سیاهه کمال­گرايي از هشت زيرمقياس نگراني درباره اشتباه­ها، فشار والديني ادراک­شده، نشخوار ذهني، نياز به تأييد ديگران و معیارهاي بالا براي ديگران، تلاش براي ممتاز بودن، نظم و سازماندهي و هدف­مندي تشكيل شده است. هم­چنين، نتايج الگو­هاي تحليل اکتشافي و تأييدي ساختار مرتبه بالاتر سیاهه کمال­گرايي از الگوی هشت مقياسي سیاهه کمال­گرايي و هم­چنين از دو عامل ترکيبي سیاهه کمال­گرايي شامل کمال­گرايي وظيفهمحور و کمال­گرايي خود ارزيابانه به­طورتجربي حمايت کرد. مقادير ضرايب همساني دروني هشت مقياس بين 58/0 تا 86/0 بود. نتیجه­گیری: سیاهه کمال­گرايي براي اندازه­گيري مفهوم کمال­گرايي در نوجوانان ايراني ابزاری سودمند و کارآمد است و می­توان از آن برای مقاصد بالینی و پژوهشی استفاده کرد. 

زهره دانشورپور, مجید محمودعلیو, تورج هاشمی نصرت آباد, زینب خانجانی, عباس بخشی پور, ثریا جباری