دوره 8, شماره 2

تابستان 1393

فهرست مطالب

مقالات

هدف: این پژوهش با هدف تعیین میزان اثربخشی روان­درمانی مثبت­گرا بر کاهش افسردگی و افزایش رضایت زناشویی زنان افسرده انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه­آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و گروه گواه و جامعه آماری کلیه زنان متاهل مراجعه­کننده به خانه­های سلامت منطقه 5 شهر تهران در تابستان 1392 به تعداد 72 نفر بود. پس از غربال­گری از میان آن­ها 30 نفر انتخاب و به­صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه گمارده شد، در حین درمان به علت ریزش نمونه پژوهش به 22 نفر کاهش یافت. ابزار پژوهش آزمون افسردگی بک، وارد، مندلسون، موک و ارباف (1961) و آزمون رضایت زناشویی انریچ ساخت اولسون، دراکمن و فورنیر (1993) بود. روان­درمانی مثبت­گرا در 8 جلسه 2 ساعته در هفته یک­بار در گروه آزمایشی برگزار و برای تحلیل داده­ها از تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس اندازه‌گیری مکرر استفاده شد. یافته­ها: نتایج حاکی از تاثیر معنی‌دار روان­درمانی مثبت گرا در کاهش افسردگی و افزایش سطح رضایت زناشویی و نیز موید ثبات این روان­درمانی در مرحله پیگیری بود. نتیجه­گیری: در حوزه درمان با تاکید بر لزوم استفاده از درمان­های روان­شناختی جدید و موثر، می­توان از روان‌درمانی مثبت­گرا با توجه به ماهیت و کاردکرد آن برای درمان اختلال­های بالینی به­طور انفرادی و گروهی استفاده کرد.

 

سیمین وجدانی, محمود گلزاری, احمد برجعلی

هدف: هدف پژوهش تعیین میزان اثر­بخشي آموزش گروهی مهارت حل مسأله بر افزايش سطح كلي سازگاري و مولفه‌هاي آن در دانش­آموزان دختر ناسازگار بود. روش: روش پژوهش شبه آزمايشي با طرح پيش­آزمون، پس­آزمون، گروه گواه و پیگیری دو ماهه و جامعه آماري 1973 دانش­آموز دختر 15 تا 18 ساله مقطع متوسطه شهرستان آبيك در سال تحصیلی 92-1391بود كه با مراجعه به پرونده تربيتي آن‌ها 186 نفر و از بين آن­ها 60 نفر به­صورت تصادفي انتخاب و پس از همتاسازی در دو گروه 30 نفری آزمايش و گواه جایگزین و پرسش­نامه سازگاري دانش­آموزان سينها و سينگ 1993 توسط آن­ها تکمیل شد. گروه آزمايش 8 جلسه 90 دقیقه­ای هفته­ای یک جلسه آموزش گروهی مهارت­های حل مسأله را دریافت کرد. داده­ها با تحليل كوواريانس و اندازه­گيري مكرر تحلیل شد. یافته­ها: نتایج حاکی از تأثیر آموزش مهارت حل مسأله در افزايش سازگاري كلي و سازگاري عاطفي، اجتماعي و تحصيلي دانش­آموزان گروه آزمايشي و نیز تاثير آموزش بعد از دو ماه در دوره‌ي پيگيري در مقایسه با گروه گواه بود. نتیجه‌گیری: چون نوجواني، خود با ناسازگاري‌هايي همراه است، طبق نتايج اين پژوهش‌ مي‌توان از آموزش حل مسأله به عنوان روشی مؤثر جهت ايجاد سازگاري کلی، عاطفي، اجتماعي، تحصيلي نوجوانان بهره‌مند شد.

عصمت دانش, نرگس سلیمی نیا, حوا فلاحتی, لیلا سابقی, مینا شمشیری

چکیده

هدف: هدف پژوهش تعیین ساختار عاملی نسخه کوتاه مقیاس بین‌المللی عاطفه مثبت و منفی بیماران دچار بیماری عروق کرونر در ایران بود. روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی و نمونه آماری بیماران دچار عروق کرونر بیمارستان مرکز قلب تهران به تعداد 270 نفر بود که به روش نمونه­گیری‌ در دسترس انتخاب شدند و به نسخه کوتاه مقیاس بین‌المللی عاطفه مثبت و منفی تامپسون (2007) پاسخ دادند. از تحلیل عاملی اکتشافی به روش تحلیل مولفه­های اصلی و چرخش واریماکس برای استخراج دو عامل عاطفه منفی و عاطفه مثبت استفاده شد. یافته­ها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی و الگو­یابی معادله­های ساختاری، ساختار دو عاملی این مقیاس را در بیماران دچار بیماری عروق کرونر تأیید کرد. ارزش آلفای کرونباخ برای مقیاس عاطفه مثبت 71/0، برای مقیاس عاطفه منفی 83/0 و برای مقیاس کلی 74/0 بود که بیانگر همسانی درونی مطلوب و قابل­قبول مقیاس کلی و دو زیر مقیاس آن است. نتیجه­گیری: این یافته‌ها نشان از روایی سازه و پایایی مطلوب این مقیاس در بیماران دچار بیماری عروق کرونر ایران دارد و می‌توان برای هدف­های پژوهشی و بالینی از آن استفاده کرد.

رسول حشمتی

 چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر ارائه مطالب آموزشی در دو وجه حسی از طریق متن گفتاری و متن نوشتاری و کنترل سرعت ارائه­ی مطالب از طریق یادگیرنده سرعت در برابر سیستم سرعت، بر میزان یادگیری و عملکرد دانش­آموزان در محیط یادگیری چندرسانه­ای بود. روش: روش پژوهش آزمایشی با طرح عاملی 2×2 و جامعه آماری کلیه دانش­آموزان دختر پایه دوم متوسطه­ی شهر تهران در سال تحصیلی 90-1389 بود که 100 دانش­آموز به روش نمونه­گیری تصادفی انتخاب شد. ابزار پژوهش آزمون­های دانش قبلی، یادسپاری و انتقال و قطعه­های معنی­دار شکل­گیری صاعقه بود که طی 16 مرحله در قالب تصاویر متحرک آموزشی به آزمودنی­ها در قالب 4 گروه آزمایشی ارائه شد. یافته­ها: نتایج نشان داد در شرایط یادگیرنده-سرعت گروه نوشتاری به­طور معنی­دار زمان بیشتری را برای مطالعه تصاویر نسبت به گروه گفتاری صرف کردند. نتیجه­گیری: در طراحی محیط­های یادگیری چندرسانه­ای باید اصول طراحی آموزشی و توانایی­های شناختی و فراشناختی یادگیرنده­ها مدنظر قرار گیرد. زیرا کنترل سرعت ارائه­ی مطلب توسط یادگیرنده در صورتی­که محتوی متناسب با سطح دانش قبلی یادگیرنده باشد، با کاهش ميزان اطلاعاتي كه در حافظه­ی ‌كاري پردازش می­شود بار شناختي را كاهش می­دهد و ساماندهي و يكپارچه‌سازي مطالب ارائه شده را بهبود می­بخشد.

مسعود شریفی, فاطمه جانثار وطن, حمیدرضا حسن‌آبادی

هدف: هدف از این پژوهش تبیین رفتار رانندگی خطرآفرین بر اساس ویژگی­های شخصیتی و ادارک خطر بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری 2700 راننده وسایط نقلیه در استان تهران بود که در 3 ماه اول سال 1392 توسط پلیس راهنمایی و رانندگی به­دلیل رانندگی خطرآفرین توقیف شده بودند. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران محاسبه شد و نمونه­گیری به­صورت در دسترس و داوطلبانه بود. برای جمع­آوری اطلاعات از نسخه كوتاه پرسش­نامه شخصيتي نئو کاستا و مک­کرا 1989 و ادراک خطر رانندگی آلبرگ و راندمو (2001) استفاده شد. یافته­ها: نتایج نشان داد که بر‌اساس پنج ویژگی شخصیت روان رنجورخویی، برون­گرایی، باز بودن به­تجربه، توافق و وجدانی­بودن می‌توان ادراک خطر را پیش­بینی کرد و همبستگي بين متغيرهاي پیش­بین شخصیتی و متغير ادراک خطر در رانندگی معنی­دار بود. نتیجه­گیری: از آن­جا كه ويژگي­هاي شخصيتي و ادراک خطر رانندگی در بروز حوادث رانندگي نقش دارد، بنابراین ارزیابی شخصیت و ادراک خطر رانندگی داوطلبین دریافت و تمدید گواهی­نامه رانندگی و نیز افرادی که به­دلیل رانندگی خطرآفرین توقیف می­شوند، امری کاربردی و ضروری در جهت شناسایی رانندگان خطرآفرین به­نظر مي­رسد.  

الهه خوشنویس, غلامعلی افروز, علی‌رضا اسماعیلی

چکيده

هدف: پژوهش حاضر با هدف تعيين اثربخشي برنامه تاب­آوري پنسيلوانيا بر سبک­هاي اسنادي و سازگاري روان­شناختي دانشجويان انجام شد. روش: روش پژوهش شبه­تجربي با طرح پيش­آزمون، پس‌آزمون همراه با پيگيري 2 ماهه و جامعه آماري دانشجويان گروه روان­شناسي دانشگاه شهيد بهشتي به تعداد 207 بود که به روش نمونه­گيري در دسترس 30 نفر از آن­ها انتخاب و در دو گروه آزمايش و گواه جايگزين شدند و قبل، بعد از آموزش و 2 ماه بعد به پرسش­نامه سازگاري روان­شناختي دانشجويان با دانشگاه بيکر و سيرياک (1984) و پرسش‌نامه سبک­هاي اسنادي پيترسون، سيمل، بي­ير، آبرامسون، متالسکي و سليگمن (1982) پاسخ دادند. برنامه تاب­آوري پنسيلوانيا به شيوه گروهي در 7 جلسه دو ساعته هفته­اي يک جلسه به گروه آزمايش آموزش داده شد. يافته­ها: نتايج تحليل کواريانس نشان داد که در کوتاه مدت و بلند مدت برنامه مداخله­اي در افزايش سطح سازگاري روان­شناختي و الگوي اسنادي خوش­بينانه و کاهش الگوي اسنادي بدبينانه دانشجويان موثر بوده است. نتيجه­گيري: آمورش برنامه تاب­آوري پنسيلوانيا را مي­توان مداخله مؤثر و کارآمدي درنظر گرفت که با تغيير الگوهاي اسنادي بدکارکردي دانشجويان نقش چشم­گيري در ارتقاي سطح سازگاري روان­شناختي آن­ها ايفا مي­کند.

 

الهام منصوري, اميد شکري, حسين پورشهريار, حميدرضا پوراعتماد, سيدپيمان رحيمي‌نژاد

 

چکیده

هدف: هدف پژوهش تعیین رابطه عزت­نفس و سلامت عمومی با رفتار پرخاشگرانه دختران فراری بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری کلیه دختران ساکن در مرکز نگه­داری بهزیستی مربوط به دختران فراری شهر کرج به تعداد 500 نفر در سال 1389 بود که 120 نفر از آن­ها به روش تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسش­نامه­های عزت نفس کوپر اسمیت 1967، پرسش­نامه سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر 1972 و پرسش­نامه کنترل خشم آنتونی استور 1988 بود. یافته­ها: نتایج حاکی از همبستگی منفی بین متغیرهای عزت نفس و سلامت عمومی با ابراز خشم در دختران فراری و برازش خوب داده­ها با الگوی ارائه شده بود. ضرائب مسیر نشان داد متغیرهای عزت نفس اجتماعی، تحصیلی، همسالان و متغیرهای علائم جسمانی، اضطراب و اختلال خواب و ناکارامدی اجتماعی می­توانند ابراز خشم را در دختران فراری پیش­بینی کنند. نتیجه­گیری: از آن­جا که عزت نفس و سلامت عمومی دختران فراری ممکن است به­دلیل مشکلات خانوادگی آسیب ببیند و زمینه بروز رفتارهای پرخاشگرانه را در آن­ها فراهم آورد، لذا می­توان با آموزش مهارت­های کنترل خشم، مدیریت استرس و روش­های درست حل مسأله، زمینه ارتقاء عزت نفس و سلامت عمومی دختران را فراهم و از رفتار پرخاشگرانه فرار آن­ها جلوگیری کرد.

صدرا میرزاجانی