دوره 8, شماره 3

پاییز 1393

فهرست مطالب

مقالات

چکیده
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین تاثیر زوج درمانی به شیوه عقلانی- عاطفی بر کاهش باورهای
غیرمنطقی زوجهای متقاضی طلاق بود. روش: روش پژوهش نیمهآزمایشی با گروه آزمایش و گروه گواه،
پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری 2 ماهه و جامعه نزدیک به 252 زوج متقاضی طلاق بود که به دادگاه
خانواده شهر کرج در پنج ماه اول سال 9412 مراجعه کرده بودند. بر اساس مصاحبه تشخیصی و درجه
تمایل آنها به شرکت در پژوهش بهصورت داوطلبانه، از میان آنها 22 زوج انتخاب و پس از همتاسازی در
گروههای آزمایش و گواه جایگزین شدند و به پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز ) 9191 ( پاسخ دادند.
گروهآزمایش 92 جلسه 92 دقیقهای مداخله به شیوه عقلانی- عاطفی را هفتهای یکبار دریافتکرد. در
گروه گواه مداخلهای صورت نگرفت. یافتهها: نتایج نشان داد که زوج درمانی به شیوه عقلانی– عاطفی در
واکنش « کاهش باورهای غیرمنطقی زوجهای متقاضی طلاق موثر و دارای ماندگاری اثر است. اما برکاهش
بهدرماندگی و » ناکامی تاثیری ندارد. نتیجهگیری: میتوان از شیوه مداخله عقلانی- عاطفی بهعنوان روشی
موثر در کاهش باورهای غیرمنطقی زوجین متقاضی طلاق سود جست، و با اصلاح باورهای غیرمنطقی
زوجها، در سطح گستردهتری سایر مشکلات بین فردی آنها را نیز کاهش داد.
بتول پاشنگ, نرگس سلیمی نیا, محمدرضا مهرانی, شیدا سوداگر

 

چکیده

هدف: هدف پژوهش تعیین اثربخشی آموزش تحمل بلاتکلیفی به شیوه شناختی رفتاری داگاس (2007) بر نگرانی و عدم تحمل بلاتکلیفی افراد دچار اختلال اضطراب فراگیر بود. روش: روش پژوهش نیمه‌ آزمایشی با پیش­آزمون، پس­آزمون و گروه گواه و جامعه آماری مراجعان دچار اختلال اضطراب فراگیر به کلینیک اخوان تهران در سال 1392 به تعداد 48 بیمار بود. 18 نفر که به­طورخالص این اختلال را داشتند با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس هدفمند و مصاحبه ساختاریافته بالینی فرست، اسپیتزر، گیبون و ویلیامز (1996) انتخاب شدند و به­طور تصادفی در دو گروه برابر آزمایش و گواه قرار گرفتند و در مرحله پیش از درمان، پایان درمان و مرحله­ی پیگیری دو ماهه به پرسش­نامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا میر، میلر، متزگر و بورکووک (1990) و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی فریستون، ریوما، لیتارت، داگاس و لاداسر (1994) پاسخ دادند. برنامه آموزش تحمل بلاتکلیفی در مورد گروه آزمایش به­مدت 9 جلسه هفتگی،90 دقیقه­ای به­کار گرفته شد. یافته­ها: نتایج نشان داد که میانگین مؤلفه­های نگرانی و عدم تحمل بلاتکلیفی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه در پس­آزمون و پیگیری به­طور معنی­داری کاهش پیدا کرده است. نتیجه­گیری: آموزش تحمل بلاتکلیفی به شیوه درمان شناختی رفتاری داگاس شیوه­ی مؤثر و کارا برای درمان افرد دچار اختلال اضطراب فراگیر است.

رویا موسوی نیا, محمود گلزاری, احمد برجعلی

چکیده

هدف: هدف این مطالعه، تعیین اعتبار و روایی مقیاس­های بازداری و فعال­سازی رفتاری کارور و وایت (1994) در نوجوانان ایرانی بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری تمام دانش­آموزان دختر و پسر 13 تا 15 ساله تهران به تعداد 222170 نفر در سال1391 بودند. به­روش نمونه­گیری خوشه­ای 300 دانش­آموز از مناطق آموزشی 1، 2 و 13 انتخاب شدند و مقیاس بازداری و فعال­سازی رفتاری و پرسش­نامه خود گزارش­دهی نوجوان برای سنجش مشکلات رفتاری- هیجانی (آخنباخ و رسکولا، 2001) را تکمیل کردند. یافته­ها: آلفای کرونباخ نظام بازداری 76/0 و فعال­سازی 87/0،و همبستگی آزمون- بازآزمون 91/0 و 89/0 بود که نشان دهنده همسانی درونی خوب و ثبات خوب نمره­ها در طول زمان برای مقیاس مذکور است. افزون براین نتایج تحلیل عاملی تاییدی نیز نشان­دهنده برازش ساختار چهار عاملی بازداری رفتاری، پاسخ­دهی به پاداش، جست­وجوی لذت و کشاننده معطوف به آرزوها؛ و رابطه بازداری و فعال­سازی رفتاری با مشکلات رفتاری و هیجانی متفاوت نیز نشان­دهنده روایی سازه مقیاس بود. نتیجه­گیری: به­طور کلی الگوی چهار عاملی مقیاس بازداری و فعال­ساز رفتاری در نوجوانان برازندگی مناسبی دارد و از روایی و اعتبار مناسبی برای استفاده در پژوهش­ها و موقعیت­های بالینی برخوردار است.

پريساسادات سيدموسوي, حميدرضا پوراعتماد, سعید قنبری

 

چکیده

هدف: هدف پژوهش شناسایی نقش واسطه­ای باورهای خودکارآمدی در رابطه با صفات شخصیتی روان‌رنجورخویی، برون­گرایی و وظیفه­شناسی و سبک­های اسناد بود. روش: روش پژوهش همبستگی بود و جهت تحلیل از معادلات ساختاری استفاده شد. حجم نمونه شامل 414 زن و مرد 20 تا 60 سال بود که از شرکت­های دولتی در دسترس دو ناحیه از شهر تهران انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسش‌نامه­های نئو مک­کری و کاستا 1985، سبک اسنادی پترسون، سمل، ون بایر، آبرامسون، متالسکی و سلیگمن (1982) و خودکارآمدی عمومی شرر (1989) بود. یافته­ها: نتایج نشان داد الگو‌های اسنادهای خوش­بینانه و بدبینانه برازش مناسبی با داده­ها دارند اما تنها در الگوی پیشنهادی سبک خوش­بینانه، خودکارآمدی نقش میانجی­گر را ایفا می­کند. 67 درصد خودکارآمدی از طریق روان‌رنجورخویی، برون­گرایی و وظیفه­شناسی، و 12 درصد از سبک خوش­بینانه توسط روان‌رنجورخویی، برون­گرایی، وظیفه­شناسی و خودکارآمدی تبیین می­شود. هم­چنین رابطه خودکارآمدی با روان‌رنجورخویی، وظیفه­شناسی و سبک خوش‌بینانه معنی­دار بود، اما رابطه خودکارآمدی با برون­گرایی و سبک بدبینانه معنی­دار نبود. نتیجه­گیری: با توجه به تاثیر باورهای خودکارآمدی بر صفات روان‌رنجورخویی و وظیفه­شناسی و ایجاد سبک خوش‌بینانه، می­توان با تقویت منابع خودکارآمدی و افزایش خودکارآمدی، هم از اثرهای منفی روان­رنجورخویی کاست و هم از فواید خوش­بینی در نیل به ‌موفقیت برخوردار شد.

پوپک میرخانی, فاطمه باقریان, امید شکری

چكيده:

هدف: هدف از مطالعه حاضر تعیین اعتبار مقياس نیمرخ خطر مصرف مواد براي جمعیت جوان و معرفی رویکرد شخصیت بنیان در سنجش استعداد اعتیاد بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری کلیه دانشجويان دختر و پسر 18 تا 41 ساله دوره كارداني و كارشناسي دانشگاه­هاي آزاد اسلامي استان آذربايجان غربي به تعداد 40190 نفر بود. از میان آن­ها 592 دانشجوی به روش نمونه‌گيري تصادفي خوشه­اي از هر كلاس 6 نفر برحسب پنج گروه تحصیلی، چهار سال تحصيلي و رعایت نسبت جنس انتخاب شد. برای جمع­آوری داده­ها از مقياس نیمرخ خطر مصرف مواد ويسيک، استوارت، فيل و کونرود (2009) استفاده و داده­ها با تحلیل عاملی تأییدی تحلیل شد. یافته­ها: نتايج ساختاری در مقياس نیمرخ خطر مصرف مواد، 4 عامل حساس به اضطراب، نااميدي، هيجان­طلبي و تكانش‌گري را تأیید کرد. نتیجه­گیری: این مقیاس به­واسطه ویژگی‌های روان­سنجی مطلوب، ابزاری معتبر برای اندازه­گیری استعداد اعتیاد از طریق ابعاد غیر همپوش شخصیت است و توصیه می­شود از آن برای پیشگیری، درمان، آموزش و پژوهش جوانان از هر دو جنس استفاده شود.

علی زینالی

چکيده      

هدف: هدف اين پژوهش تعیین نقش سبک‌هاي هويت و معناي زندگي در بهداشت رواني دانشجويان بود. روش: روش پژوهش همبستگي و جامعه آماري کلیه دانشجويان دختر دانشگاه آزاد اسلامي بهبهان به تعداد 308 نفر در 4 رشته روان­شناسي، حقوق، زمين­شناسي و علوم، و صنايع غذايي بود. از میان آن­ها 152 نفر به روش نمونه­گيري تصادفي خوشه‌اي انتخاب شدند و به پرسش­نامه سبک­هاي هويت برزونسکي (1989)، سلامت عمومي گلدبرگ (1972) و معناي زندگي کرامباف و ماهوليک (1969) پاسخ دادند. يافته‌ها: نتايج نشان داد رابطه بين سبک هويت اطلاعاتي با افسردگي و معناي زندگي با بهداشت روان معنی­دار و رابطه چندگانه معنی­داری بین معناي زندگي و سبک هويت هنجاري با بهداشت روان برقرار است و اين متغيرها به­ترتيب، بيشترين سهم را در پيش‌بيني بهداشت روان دانشجويان دختر دارند. نتيجه‌گيري: از آن­جا که داشتن هدف و معنی در زندگي و از طرفي برخورداري از سبک هويت مناسب منجر به افزايش بهداشت روان می­شود؛ بنابراین افراد مي­توانند با استفاده از آموزش­هاي مناسب و يافتن هدف و معنی در زندگي و متعاقب آن احساس شادماني بيشتر، به زندگي موفقیت­آمیزی دست یابند. هم­چنين با توجه به اين که سبک هويت و به­عبارتي روشي که فرد از آن طریق به تمام جنبه‌هاي فيزيکي، رواني، اجتماعي و ذهني خود معنی می­بخشد از اهمیت چشم‌گیری برخوردار است؛ لازم است اولياي تربيتي بستری شايسته براي رشد فردي و اجتماعي جوانان فراهم آورند، و زمينه‌ساز رشد هويت، ابراز وجود سالم و افزايش بهداشت روان در آن‌ها شوند
منيژه احياءکننده, راضيه شيخ‌الاسلامي

 

چکیده   

هدف: هدف پژوهش شناسایی زمینه­های تحصیلی و مشکلات روان­شناختی زمینه­ساز مشروط شدن دانشجویان بود. روش: روش پژوهش علی- مقایسه­ای و جامعه آماری کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه شهید بهشتی به تعداد 7650 نفر بود که با روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای 90 دانشجو شامل 30 دانشجوی مشروط، 30 دانشجوی موفق و 30 دانشجوی عادی برحسب معدل کل آن­ها در دوره دانشجویی مشخص شد. ابزارهای پژوهش، آزمون هوش ریون رحمانی (1386) و فهرست نشانگان 90 سوالی درگاتیس و کلاری، 1973 بود. یافته­ها: نتایج حاکی از تفاوت بین معدل دیپلم، رتبه کنکور، هوش و کلیه مؤلفه­های سلامت روانی به­جز مؤلفه­های افکار پارانوئیدی و روان گسسته­گرایی در سه گروه بود. نتیجه‌گیری: این تفاوت­ها به­عنوان عوامل زمینه­ای که در وضعیت تحصیلی دانشجویان نقش دارند بحث می­شوند. بنابراین دانشگاه می­تواند برای پیشگیری از مشروطی و افت تحصیلی دانشجویان و به­منظور تقویت تحصیلی دانشجویان جدیدالورود که رتبه کنکور و معدل دیپلم پایین داشته­اند برنامه­های تقویت تحصیلی داشته باشد. هم­چنین چون این مطالعه حوزه­های مشخصی را برای مداخلات روان­شناختی در بین دانشجویان برجسته می­کند.

تقی پورابراهیم