مقاله‌های آماده انتشار

مقاله‌های آماده انتشار فصلنامه روان‌شناسی کاربردی

فهرست مطالب

مقالات

چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه کمال‌گرایی و منبع کنترل سلامت در بیماران وسواسی و افسرده بود. روش: روش پژوهش علی-مقایسه‌ای و جامعه آماری کلیه بیماران سرپایی مراجعه‌کننده به ‌مرکز نگهداری بیماران روانی همراه، زیر نظر سازمان بهزیستی شهر کرج به تعداد 287 نفر در سال 1394 بود. از میان آن­ها 60 بیمار وسواسی و 60 بیمار افسرده که واجد ملاک­های پژوهش بودند به­شکل در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه‌های مقیاس کمال‌گرایی چندبعدی فراست، مارتن، لهارت و روزنبلیت (1990) و مقیاس چند وجهی منبع کنترل سلامت والستون، والستون و دولیس (1978) را تکمیل کردند. داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون تحلیل واریانس یک‌راهه تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد بیماران وسواسی از کمال‌گرایی (12/18=F، 001/0=P) و ابعاد آن یعنی نگرانی درباره اشتباه‌ها (45/17=F، 003/0=P)، انتظارات والدین (34/11=F، 01/0=P)، تردید در کارها (26/28 =F، 0001/0=P)، معیارهای فردی (67/10=F، 01/0=P)، انتقادگری والدین (32/16=F، 004/0=P)، تمایل به نظم و سازماندهی (58/18=F، 002/0=P) و از منبع کنترل سلامت درونی (28/61 =F، 001/0=P)، منبع کنترل سلامت مربوط به افراد مؤثر (54/79=F، 0001/0=P) و منبع کنترل سلامت مربوط به شانس (23/63 =F، 001/0=P) بالاتری نسبت به بیماران افسرده برخوردارند. نتیجهگیری: به­نظر می‌رسد سطوح بالاتر کمال‌گرایی و مولفه­های آن در بیماران وسواسی منجر به فعال­سازی رفتاری و ذهنی آن­ها میشود؛ به همین جهت از منبع کنترل سلامت بهتری نسبت به افراد افسرده برخوردارند. از این رو پیشنهاد می­شود برای پیشگیری از افسردگی و درمان آن برنامه­هایی برای فعال­سازی رفتاری تدوین شود.

رویا نعمتی وناشی, عصمت دانش
PDF

هدف: هدف پژوهش تعیین الگوی ساختاری کمال‌گرایی، بهزیستی روان‌شناختی و سازگاری زناشویی بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری تمام ساکنین شهر کرج به‌تعداد ۱۶۱۴۶۲۶ نفر در سال 1393 بود. نمونه‌برداری در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول به­روش نمونه‌برداری چندمرحله‌ای منطقه‌های 2، 3، 5، 7 و 10، و در مرحله دوم به‌شکل تصادفی، 5 مرکز از هر منطقه از بین مراکز تفریحی و فرهنگی و سپس بر اساس پیشنهاد گاداگنولی و ولیسر (1998) در مورد حجم نمونه در پژوهش‌های الگویابی معادله‌های ساختاری، از هر مرکز 20 نفر به‌شکل داوطلبانه، و درنهایت 500 زن و مرد متأهل انتخاب شد. ابزارهای پژوهش مقیاس چندبُعدی کمال‌گرایی فراست، مارتن، لاهارت و روزنبلیت (1990)، بهزیستی روان‌شناختی ریف (1989) و سازگاری زناشویی اِسپانیر (1976) بود. داده‌های 405 نفر پس از حذف 90 پرسشنامه مخدوش و 5 آزمودنی پرت از روند پژوهش با استفاده از روش الگویابی معادله‌های ساختاری تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد بهزیستی روان‌شناختی رابطه بین معیارهای فردی (229/0=β، ۰۰۱/۰=P)، سازماندهی (064/0=β، ۰۴۷/۰=P)، نگرانی در مورد اشتباه‌ها (212/0-=β، ۰۰۱/۰=P)، تردید نسبت به اعمال (212/0-=β، ۰۰۱/۰=P)، انتقادگری والدین (257/0-=β، ۰۰۱/۰=P) و انتظارهای والدین (141/0=β، ۰۰۱/۰=P) را با سازگاری زناشویی میانجی‌گری می‌کند. نتیجه‌گیری: از آنجا که بهزیستی روان‌شناختی پایین زوج­ها می‌تواند احتمال ناسازگاری در زندگی زناشویی را افزایش دهد، پیشنهاد می‌شود، در مشاوره­های پیش از ازدواج و در زوج درمانی برای تداوم ازدواج به‌ویژه برای زوج­های که علاوه بر نارضایتی و ناسازگاری‌های زناشویی، دارای بهزیستی روان‌شناختی پایین نیز هستند، بر کمال‌گرایی مثبت و منفی و بهزیستی روان‌شناختی آن­ها توجه شود.

راضیه نظری, احمد کربلایی محمد میگونی, صادق تقی لو, رویا آفتاب
PDF

هدف: هدف پژوهش تعیین میزان تأثیر زوج درمانی رفتاری-تلفیقی بر کاهش دل‌زدگی زناشویی و ترس از صمیمیت زوج­ها بود. روش: روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه و جامعه آماری 121 زوج‌ مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره گروه همراه، مهرآور و دین‌یار منطقه 2 تهران در فروردین 1395 زوج بود. از بین آن‌ها 29 زوج که در مقیاس‌های دل‌زدگی زناشویی پاینز، 1996 و ترس از صمیمیت دسکاتنر و تلن (1991) نمره‌های بالایی کسب کردند انتخاب و سپس 16 زوج با استفاده از روش نمونه‌گیری هدف‌مند انتخاب و به‌شکل تصادفی 8 زوج در گروه آزمایش و 8 زوج در گروه گواه جایگزین شدند. زوج­های گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه‌ای مداخله به‌شیوه رفتاری-تلفیقی کریستنسن، اتکینز، باکوم و یی (2010) را هفته‌ای یک جلسه دریافت کردند. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه‌گیری‌های مکرر تحلیل شد. یافته‌ها: یافته‌ها تفاوت معناداری را بین عملکرد دو گروه آزمایش و گواه در دل‌زدگی زناشویی (73/32=F، 001/0=P) و ترس از صمیمیت (64/22=F، 001/0=P) در مرحله پس‌آزمون و پس از 2 ماه پیگیری نشان داد. نتیجه‌گیری: با توجه به این­که دل‌زدگی زناشویی و ترس از صمیمیت، رابطه زناشویی زوج­ها را به‌شکل گسترده دچار تنش و ناکارامدی می‌سازد، و از آن‌جا که مداخله رفتاری-تلفیقی با اصلاح و افزایش تعامل‌ها بین زوج­ها باعث افزایش رضایت و کاهش تنیدگی می‌شود. از این‌رو توصیه می‌شود زوج درمان‌گران از این روش مداخله­ای به­عنوان روش درمانی موثر برای کاهش دل‌زدگی زناشویی و ترس از صمیمیت سود جویند.

مریم پناهی, شبنم کاظمی جمارانی, مهدیه عنایت پور شهربابکی, مهدی رستمی
PDF

هدف: هدف پژوهش تعیین الگوی ساختاری سبک‌های والدگری، طرحواره‌های ناسازگار اولیه و خودشیفتگی در نوجوانان پسر بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری تمام نوجوانان پسر ۱۳ تا ۱۸ سال منطقه ۱۶ شهر تهران در فصل پاییز و زمستان سال ۱۳۹۵ به‌تعداد ۱۶۷۴۵۹ نفر بود که از میان آن‌ها به‌روش نمونه‌برداری هدف‌مند از فرهنگ‌سرای بهمن، مجتمع فرهنگی هنری فجر و مجتمع ورزشی بهمن تعداد300 نوجوان به‌همراه مادران‌شان به پیشنهاد گاداگنولی و ولیسر (1998) در پژوهش­های الگویابی انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه سبک‌های والدگری بامریند (1991) بود که توسط مادران و نسخه کوتاه پرسشنامه طرحواره یانگ، 1988 و صفت‌های شخصیت خودشیفته آمز، رز و اندرسون (2006) بود که توسط نوجوانان تکمیل شد. پس از کنار گذاشتن ۵ پرسشنامه مخدوش و داده­های پرت ۵ شرکت‌کننده، داده‌ها با استفاده از روش الگویابی معادله‌ها تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد طرحواره‌های ناسازگار اولیه رابطه بین سبک‌های والدگری مقتدرانه و صفت‌های شخصیت خودشیفته را به‌صورت منفی (۳۱۹/0-=β، ۰۰1/0=P) و رابطه بین سبک‌های والدگری مستبدانه و صفت‌های شخصیت خودشیفته را به‌صورت مثبت (۱۵۳/0=β، 0۲/0=P) میانجی‌گری می‌کند. نتیجه‌گیری: نظام تربیتی خانواده و یا به تعبیر دیگر شیوه‌های فرزندپروریوالدین، یکی از عوامل مهم در شکل‌گیری شخصیت فرد و شکل‌گیری سازه‌های شناختی از جمله طرحواره‌های ناسازگار اولیه او است. بر اساس این نتایج اهمیت و ضرورت آموزش فرزندپروری مثبت به والدین به‌ویژه مادران و به‌ویژه در سنین کودکی فرزندان‌شان بیش از پیش برجسته می­شود.

عطیه سادات ضابطی, صدیقه جعفری
PDF

چکیده

هدف: هدف مطالعه تعیین ویژگی‌های روان‌سنجی نسخه فارسی مقیاس تجربه زمانی لذّت بود. روش: روش مطالعه ارزشیابی از نوع آزمون سازی و جامعه آماری دانشجویان دانشگاه شاهد، تهران و علوم پزشکی آزاد واحد تهران به­تعداد 46000 نفر بودند که از میان آن‌ها 521 نفر به­روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب شدند. برای تعیین اعتبار مقیاس از اعتبار سازه یعنی تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و نیز اعتبار همگرا از طریق محاسبه همبستگی از پرسشنامه‌های افسردگی بک، استیر و براون (1996) و هراس اجتماعی کانر، دیویدسون، چرچیل، شروود، فوآ و ویزلر (2000) استفاده شد؛ و برای تعیین پایایی ضریب آلفای کرونباخ و ضریب پایایی بازآزمایی محاسبه شد. یافته‌ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی حاکی از وجود سه عامل لذّت پایانی، انتظاری انتزاعی و انتظاری بافتاری بود. نتایج تحلیل عاملی تأییدی، مؤید ساختار به‌دست آمده در تحلیل عاملی اکتشافی و برتری آن بر ساختار دو عاملی پرسشنامه اصلی (لذّت پایانی و لذّت انتظاری) در نمونه ایرانی بود و χ2نسبی= 47/1، ریشه دوم مربعات خطای برآورد= 04/0، شاخص برازش تطبیقی= 95/0، شاخص نیکویی برازش= 94/0، شاخص نیکویی برازش تعدیل­شده = 90/0 به­دست آمد. ضریب آلفای کرونباخ کل مقیاس و عامل‌های تشکیل‌دهنده آن در دامنه 62/0 تا 82/0 و ضریب پایایی بازآزمایی در دامنه 71/0 تا 93/0 قرار داشت. همچنین این مقیاس همبستگی منفی معنادار، اما ضعیفی را با پرسشنامه‌های افسردگی بک (12/0- =r، 006/0=P) تا (21/0-=r، 0001/0=P) و هراس اجتماعی کانر (13/0- =r، 002/0=P) تا (21/0-=r، 0001/0=P) نشان داد. نتیجه‌گیری: نسخه فارسی مقیاس تجربه زمانی لذّت پایایی و اعتبار مناسبی دارد و در جامعه ایرانی قابل استفاده است.

خدیجه علوی, محمدعلی اصغری مقدم, عباس رحیمی نژاد, حجت‌اله فراهانی

چکیده

هدف: هدف پژوهش تعیین اثربخشی آموزش ذهن‌آگاهی و تنظیم هیجان بر سازگاری دانش‌آموزان دچار اختلال کاستی توجه/فزون‌کنشی بود. روش: روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با گروه گواه و طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری یک ‌ماهه و جامعه آماری 341 دانش‌آموز پسر ارجاع داده­‌شده به ‌مرکز مشاوره آموزش و پرورش شهرستان اسلام‌شهر در سال تحصیلی 96-1395 بود. از این جامعه 45 دانش‌آموز 14 تا 16 ساله که بالاترین نمره را در مقیاس اختلال کاستی توجه/فزون‌کنشی کانرز، ایرهارد و اسپارو (1999) و کم­ترین سطح سازگاری را در مقیاس سازگاری سینها و سینگ 1993 کسب کردند انتخاب و به­شکل تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه کاربندی شدند. ذهن‌آگاهی کابات‌زین (1992) و تنظیم هیجان آلن، مک‌هاگ و بارلو (2009) در 8 جلسه‌ 90 دقیقه‌ای یک‌بار در هفته به­شکل گروهی به گروه­های آزمایشی آموزش داده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد آموزش ذهن‌آگاهی و تنظیم هیجان بر بهبود سازگاری (89/8=F، 006/0=P)، (54/12=F، 001/0=P) و همچنین بر کاهش نشانگان کاستی توجه/فزون‌کنشی (87/9=F، 004/0=P)، (59/16=F، 001/0=P) موثرند؛ و این تاثیرها در مرحله پیگیری پایدار مانده است. نتیجه‌گیری: از آن‌جا که آموزش تنظیم هیجان، بر تعامل فرد با هم‌سال‌ها و اجتماع به­شکل مستقیم تاثیرگذار است، و از سوی دیگر به­نظر می­رسد شامل مؤلفه ذهن‌آگاهی نیز باشد تا فرد بتواند به تنظیم هیجان خویش بپردازد، از این­رو می‌توان آن را نسبت به آموزش ذهن‌آگاهی برایارتقای سطح سازگاری و کاهش نشانگان کاستی توجه/فزون‌کنشی دانش‌آموزان روش موثرتری به‌شمار آورد.

محبوبه زارع, علی آقازیارتی, مسعود شریفی, سمیه ملک شیخی
PDF

چکیده

هدف: هدف پژوهش تعیین الگوی ساختاری احساسات شرم و گناه بر اساس شیوه‌های فرزندپروری والدین با نقش واسطه‌ای سبک‌های دلبستگی بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری دانش‌آموزان مقطع متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 96-1395 به‌تعداد 124083 نفر بود. با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی چندمرحله‌ای مناطق جغرافیایی 1، 2، 4، 6 و 16 و از هر منطقه دو دبیرستان و از هر دبیرستان دو کلاس انتخاب شدند. بر اساس پیشنهاد گاداگنولی و ولیسر 1998 حجم نمونه 420 نفر به‌همراه پدر یا مادر آن‌ها در نظر گرفته شد که از مدارس فاطمیه، آزاده، نیکان، ایران، قیاس، شریعتی، کمال‌الملک، شریعتی1، خوارزمی و رازی نمونه­گیری شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های احساسات شرم و گناه کوهن، ولف، پنتر و اینسکو (2011)، سبک‌های دلبستگی کالینز و رید 1990، سبک‌های فرزندپروری بامریند 1991 جمع‌آوری شد. شاخص مهلنوبایس نشان داد که داده پرتی وجود ندارد. پس از حذف 26 پرسشنامه مخدوش داده‌های 394 نفر تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد الگوی پیشنهادی برازنده داده‌ها است. ضرایب مسیر غیرمستقیم ابعاد فرزندپروری سهل‌گیرانه بر احساس گناه از طریق دلبستگی ایمن (013/0-=β، 006/0=P)، فرزندپروری مقتدرانه بر احساس گناه از طریق دلبستگی ایمن (016/0=β، 006/0=P)، فرزندپروری سهل‌گیرانه بر احساس شرم از طریق دلبستگی اضطرابی و اجتنابی (065/0=β، 017/0=P) و فرزندپروری مستبدانه بر احساس شرم از طریق دلبستگی اضطرابی و اجتنابی (122/0=β، 003/0=P) معنی­دار بود. نتیجه‌گیری: پیشنهاد می‌شود شیوه فرزندپروری مقتدرانه به والدین آموزش داده شود تا با شکل‌گیری سبک دلبستگی ایمن و به‌تبع آن افزایش هیجان انطباقی گناه، احساس شرم کاهش یابد.

سعداله هاشمی, فریبرز درتاج, اسماعیل سعدی پور, حسن اسدزاده
PDF

چکیده

هدف: هدف پژوهش تعیین صمیمیت جنسی و اعتماد به‌عنوان تعدیل‌کننده‌های رابطه سبک دلبستگی ایمن و تعهد زناشویی بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری کلیه دانشجویان زن متأهل ساکن خوابگاه های دختران دانشگاه شهید چمران اهواز در نیم‌سال اول سال تحصیلی 96-1395 به‌‌تعداد 1500 نفر بود که از بین آن‌ها 200 زن متاهل به‌شکل نمونه­گیری در دسترس انتخاب شدند و مقیاس‌های شیوه‌های رفتاری فارمن و هنر، 1999، تعهد زناشویی آدامز و جونز (1997)، صمیمیت ارتباطی شافر و اولسون، 1981 و اعتماد رمپل، هولمز و زانا، 1986 را تکمیل کردند. داده­ها با استفاده از همبستگی گشتاوری پیرسون و رگرسیون تعدیل­گر تحلیل شد. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش حاکی از رابطه مثبت بین سبک دلبستگی ایمن و تعهد زناشویی (4/0=r، 001/0=P) و همچنین نقش تعدیل­کننده صمیمیت جنسی (249/0-=β، 003/0=P) و اعتماد (270/0-=β، 03/0=P) در رابطه بین سبک دلبستگی ایمن و تعهد زناشویی بود. نتیجه‌گیری: از آنجا که سبک دلبستگی ایمن منجر به ایجاد اعتماد و صمیمیت جنسی می­شود و کیفیت تعاملات میان­فردی، تعهد و کیفیت روابط زناشویی را بهبود می­بخشد؛ و از سوی دیگر صمیمیت جنسی منجر به برون‌ریزی مشکلات و سرزندگی و شادابی زوج­ها می­شود؛ از این‌رو برای ایجاد ساختار خانواده­ایی متعادل بسیار مهم است بر شکل­گیری نحوه سبک دلبستگی ایمن که پایه اعتماد و روابط زناشویی صمیمی است؛ بیش از پیش در آموزش خانواده، مشاوره­های پیش از ازدواج و پژوهش‌های کاربردی توجه شود.

معصومه کردی, خالد اصلانی, عباس امان الهی
PDF

چکیده

هدف: هدف پژوهش تعیین اثربخشی معنا درمانی بر کاهش افسردگی زن­های آسیب‌دیده از عهدشکنی همسران بود. روش: روش پژوهش شبه­آزمایشی با طرح پیش­آزمون، پس­آزمون، گروه گواه و پیگیری سه ماهه و جامعه آماری کلیه زن­های متاهل ساکن در منطقه 5 تهران در سال 1395 به‌تعداد 255000 نفر بود. پس از هماهنگی با مسئولان خانه­ سلامت شهران و نصب اطلاعیه در خانه­های سلامت منطقه مذکور برای ثبت‌نام مراجعه­کنندگان، مصاحبه مقدماتی با زن­هایی انجام شد که مشکل عهدشکنی شوهر را داشتند. سپس پرسشنامه افسردگی بک 1978 در مورد آن­ها اجرا شد و از میان آن­ها 30 زن­ که نمره 30-11 را از افسردگی کسب کرده بودند و ملاک­‌های ورود به پژوهش را داشتند انتخاب شدند و به‌شکل تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه‌ای دو بار در هفته مداخله معنا درمانی را به­شکل گروهی دریافت کردند و هر دو گروه قبل و بعد از مداخله و در مرحله پیگیری به پرسشنامه افسردگی بک 1978پاسخ دادند. داده‌ها با از استفاده تحلیل واریانس آمیخته تحلیل شد. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد معنا درمانی نشانه­های افسردگی زن­های گروه آزمایش را در مقایسه با گروه گواه کاهش داده و نتایج نیز در مرحله پیگیری پایدار مانده است (526/19=F، 001/0=P). نتیجه‌گیری: معنا درمانی به­عنوان روش مداخله­ای موثری می­تواند با احیای قدرت و مسئولیت‌پذیری در فرد و نیز جستجوی شخصی برای معنا و هدف در زندگی، منجر به بهبود خُلق و کاهش افسردگی زن­های آسیب‌دیده از عهدشکنی همسران ­شود.

زهره صادقی, مجید صفاری نیا, فرامرز سهرابی, احمد علی پور
PDF

چکیده
هدف: هدف پژوهش تعیین میزان تأثیر غنی‌سازی زندگی زناشویی بر اساس نظریه انتخاب بر کیفیت روابط زناشویی و صمیمیت زوج‌ها بود. روش: روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون با گروه گواه و پیگیری یک‌ ماهه بود. از بین 89 زوجی که در بازه زمانی مهر الی دی‌ماه 1395 به مرکز مشاوره یارستان شهر اصفهان مراجعه کرده بودند؛ 33 زوج که نمره‌های بالا را بر اساس نقطه برش نمره 50، در پرسشنامه وضعیت زندگی زناشویی گلمبوک-راست (1988) و نمره‌های پایین را بر اساس نقطه برش نمره 60، در پرسشنامه صمیمیت زناشویی والکر و تامپسون (1983) کسب کرده بودند؛ 15 زوج انتخاب و به‌شکل تصادفی 7 زوج در گروه آزمایش و 8 زوج در گروه گواه جایگزین شدند. زوج‌های گروه آزمایش مداخله هفتگی به‌شیوه غنی‌سازی زندگی زناشویی بر اساس نظریه انتخاب دوبا، گراهام، بریتزمن و میناترا (2009) را به‌شکل گروهی در سه مرحله در 6 جلسه‌ای 60 دقیقه‌ای دریافت کردند. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه‌گیری مکرر تحلیل شد. یافته‌ها: یافته‌ها تفاوت معناداری را بین عملکرد دو گروه آزمایش و گواه در کیفیت روابط زناشویی (72/7=F، 008/0=P) و صمیمیت زناشویی (49/27=F، 001/0=P) در مرحله پس‌آزمون و پس از یک ماه پیگیری نشان داد. نتیجه‌گیری: با توجه به این‌که میزان صمیمیت به‌شکل گسترده‌ای بر کیفیت روابط زناشویی زوج‌ها اثرگذار است، مداخله غنی‌سازی زندگی زناشویی بر اساس نظریه انتخاب با اصلاح و افزایش تعامل‌ها بین زوج‌ها باعث افزایش صمیمیت و بهبود کیفیت روابط زناشویی آن­ها می‌شود. ازاین‌رو توصیه می‌شود زوج درمانگران از این روش درمانی استفاده کنند.

 

نوشین فتح اله زاده, لیلا السادات میرصیفی فرد, مهناز کاظمی, نادره سعادتی, شکوه نوابی نژاد
PDF

چکیده

هدف: هدف پژوهش، طراحی الگویی برای پرورش کارکنان با اشتیاق در بخش دولتی ایران بود. روش: روش پژوهش شامل فراترکیب، پیمایش و نظام خبره فازی بود. جامعه آماري در روش فراترکيب، تعداد 158 مقاله، در روش پیمایش، تعداد 1039 نفر از کارکنان سه اداره کل استان آذربایجان غربی و در روش الگوسازی ریاضی، 20 نفر از کارکنان بود. نمونه‌گیری در فراترکیب، انتخاب 65 مقاله از میان 158 مقاله از مجله‌های معتبر داخلی به­زبان فارسی از سال 1389 تا 1395و خارجی به­زبان انگلیسی از سال‌ 2003 تا 2016، و در روش پیمایش انتخاب 290 نفر از کارکنان، و در روش الگو‌سازی ریاضی انتخاب 20 نفر از کارکنان برای تکمیل ابزار پژوهش بود. برای تعیین اعتبار مقیاس از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و نیز اعتبار همگرا از طریق محاسبه همبستگی از پرسشنامه 56 گزینه‌ای تائیدشده توسط خبرگان در بهار 1396، استفاده شد و برای تعیین پایایی، ضریب آلفای کرونباخ و ضریب پایایی بازآزمایی محاسبه شد و پس از حذف 6 پرسشنامه ناقص و 3 داده پرت، داده‌های 281 آزمودنی ازطریق رگرسیون سلسله ‌مراتبی تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد ضریب مسیر کل بین متغیر مکنون فرهنگ ایرانی-اسلامی و حالت‌های روان‌شناختی (375/0β=، 001/0=P) و ضریب مسیر غیرمستقیم بین مؤلفه‌های شرایط شغلی (125/0β=، 001/0=P)، شخصی (134/0β=، 01/0=P) و سازمانی (231/0β=، 002/0=P) با متغیر اشتیاق کارکنان مثبت و معنادار است. نتیجه‌گیری: از آن‌جا که جامعه هدف، ابعاد و مؤلفه‌ها و شاخص‌های استخراجی از روش فراترکیب را تائید کرد؛ بنابراین توجه به مؤلفه‌های دارای وزن عاملی بالاتر در اشتیاق کارکنان، می­تواند ظرفیت‌های روان‌شناختي بیشتری را در آن‌ها خلق ‌کند.

رسول رنجبریان, نسرین جزنی, غلامرضا معمارزاده طهران, علی محتشمی
PDF

هدف: هدف پژوهش تعیین اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر فرسودگی تحصیلی، پذیرش اجتماعی و عواطف دانش‌آموزان دچار ناتوانی یادگیری بود. روش: روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با گروه گواه و طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری و جامعه آماری ۵۱۳ دانش‌آموز پسر دچار انواع ناتوانی یادگیری پایه سوم تا پنجم ابتدایی ارجاع داده‌شده به مرکز اختلال یادگیری آموزش و پرورش بوشهر در سال تحصیلی 139۶-139۵ بود. از میان آن­ها به­روش نمونه‌گیری در دسترس ابتدا 160 نفر که ویژگی‌های لازم را داشتند فهرست شدند و سپس 34 نفر انتخاب و در گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه‌های فرسودگی تحصیلی برسیو، سالانووا و اسچفلی (2007)، پذیرش اجتماعی فورد و رابین 1970، عواطف ویلیامز، کمپل و آهرانز (1997) و برنامه آموزشی تنظیم هیجان آلن، مک‌هاگ و بارلو ۲۰۰۹ بود که طی ۸ جلسه ۵/۱ ساعته، یک‌بار در هفته در مورد گروه آزمایش اجرا شد. داده‌های حاصل از اجرای پرسشنامه‌ها در مورد دو گروه در سه مرحله اندازه­گیری، با استفاده از آزمون اندازه‌گیری مکرر تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد آموزش تنظیم هیجان بر فرسودگی تحصیلی (۲۳۲/۳=F، ۰۱۳/0=P)، پذیرش اجتماعی (۴۶۷/۴=F، ۰۰۱/0=P) و عواطف (۳۲۷/۴=F، ۰۲۱/0=P) اثر داشته و این تأثیر در مرحله پیگیری دو ماهه پایدار مانده است. نتیجه‌گیری: از آن­جا که آموزش تنظیم هیجان سبب ارتقاء تعامل فرد با هم‌سال‌ها، افزایش آگاهی، پذیرش و ابراز هیجان‌های او می‌شود، می­توان از آن به­عنوان روش مداخله‌ای مؤثری برای کاهش فرسودگی تحصیلی و افزایش پذیرش اجتماعی و عواطف دانش‌آموزان دچار انواع ناتوانی یادگیری و دانش‌آموزان دچار اختلالهای مشابه استفاده کرد.

یوسف دهقانی, سید موسی گلستانه, سیما زنگویی
PDF

چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین راهبردهای تنظیم‌ شناختی هیجان و میزان تاب‌آوری در دانش‌آموزان دختر معتاد به اینترنت و دانش‌آموزان عادی بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع علی-مقایسه‌ای و جامعه آماری تمام دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر کاشان در نیمسال اول سال تحصیلی 95-1394 به‌تعداد 3402 نفر بود. از میان ۲۰ مدرسه به‌روش نمونه‌گیری تصادفی ساده ۵ مدرسه با نام‌های نرگس، خدیجه کبری، فاطمه زهرا، شاهد و امیرالمؤمنین انتخاب شد. سپس بر اساس پیشنهاد ون وورهیس و مورگان (2007)، و بر اساس نمره آزمون اعتیاد به اینترنت یانگ (۱۹۹۸) و نیز غربال‌گری ۵۵ دانش‌آموز معتاد به اینترنت و ۵۵ دانش‌آموز عادی انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه تنظیم‌ شناختی هیجان گارنفسکی، کرایج و اسپینهاون (2001)، مقیاس تاب‌آوری کانر-دیویدسون (۲۰۰۳) و آزمون اعتیاد به اینترنت یانگ (۱۹۹۸) بود. داده‌ها پس از حذف ۱۰ پرسشنامه مخدوش و ۲ داده پرت، با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری و آزمون t تحلیل شد. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد تفاوت دو گروه دختران معتاد به اینترنت و عادی در مؤلفه‌های پذیرش (۳۷۸/۴=F، ۰۳۹/0=P)، تمرکز مجدد مثبت (۳۱۱/۷=F، ۰۰۸/0=P)، تمرکز مجدد برنامه‌ریزی (۲۹۴/۱۵=F، ۰۰1/0=P)، دیدگاه‌پذیری (۷۸۳/۷=F، ۰۰۶/0=P)، ملامت خویشتن (۰۲۱/۱۳=F، 0۰1/0=P)، نشخوارگری (۰۱۹/۸=F، 0۰۶/0=P)، ملامت دیگران (۶۳۵/۱۱=F، ۰۰1/0=P) و تاب‌آوری (912/6 =t، ۰۰۱/0=P) معنادار است. نتیجه‌گیری: پیشنهاد می‌شود والدین و مربیان با پرورش مهارت‌های شناختی، تنظیم هیجان و تاب‌آوری در دوران کودکی، از آسیب‌های احتمالی مانند اعتیاد به اینترنت در دوران نوجوانی و بزرگ‌سالی پیشگیری کنند.

فاطمه رحمتی, سوسن صابر
PDF