<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه روان‌شناسی کاربردی</title>
    <link>https://apsy.sbu.ac.ir/</link>
    <description>فصلنامه روان‌شناسی کاربردی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 03 Jul 2022 00:00:00 +0430</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 03 Jul 2022 00:00:00 +0430</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تدوین و اعتبا‌ر‌سنجی مدل تحول مثبت نوجوانی ایرانی</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_101198.html</link>
      <description>هدف پژوهش تدوین و اعتبارسنجی مدل تحول مثبت نوجوانی ایرانی بود. روش پژوهش از نوع کیفی و به شیوه تحلیل مضمون صورت گرفت. جامعه پژوهش تمامی منابع مکتوب مرتبط با تحول مثبت با کلیدواژه‌ها و پیشینه‌ی مرتبط، &amp;amp;nbsp;معلمان، &amp;amp;nbsp;والدین دارای نوجوان و نوجوانان محصل بود. نمونه پژوهش 25 منبع منتخب دارای بیشترین تاثیر و نمایه شده در تارنمای جهانی تحول مثبت، ۲۳ &amp;amp;nbsp;معلم، ۳۰ &amp;amp;nbsp;والد، ۴۰ &amp;amp;nbsp;نوجوان دختر و پسر محصل و &amp;amp;nbsp;۱۵روانشناس به صورت تصادفی تا رسیدن به اشباع نظری و &amp;amp;nbsp;در بخش اعتبارسنجی مدل، ۸ روانشناس و ۳۲۰ &amp;amp;nbsp;نوجوان دختر و پسر محصل تشکیل داد. &amp;amp;nbsp;نتایج به دست آمده از منابع و مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته به شیوه تحلیل مضمون و در ادامه تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی نشان داد مدل مفهومی تحول مثبت نوجوانی ایرانی دارای هشت مؤلفه‌ی امید، معنا، سلامت، آموزش‌مثبت، شادکامی، ارتباط مثبت، هویت، توانمندی‌های منش و ۴۶ مؤلفه‌ی فرعی است. عوامل هویت‌یابی و امید به ترتیب با تبیین ۹۳/۱۸ درصد و ۶۲/۲ درصد از کل واریانس تحول مثبت به عنوان با اهمیت‌ترین وکم اهمیت‌ترین عوامل شناخته شدند و شاخص‌های برازش نیز همگی نشان از برازش مطلوب مدل داشتند. نتیجه‌گیری: می‌توان با طراحی مداخلات مبتنی بر مدل تحول مثبت نوجوانی ایرانی مبتنی بر فرهنگ، در پرورش مؤلفه‌های تحول مثبت برای نوجوانان کوشید و دست‌یابی آن‌ها به تحول مثبت را تسهیل نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثربخشی بسته‌های آموزش تاب‌آوری، ذهن‌آگاهی و مثبت‌نگر بر سرمایه روان‌شناختی دانش‌آموزان</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_102810.html</link>
      <description>هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش تاب&amp;amp;shy;آوری پنسیلوانیا، شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی و روان‌درمانی مثبت‌نگر بر سرمایه روان‌شناختی دانش‌آموزان بود. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه گواه و جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان پسر سال سوم دوره متوسطه اول مدارس دولتی شهرستان شهرکرد در سال تحصیلی 1400-1399 بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس،60 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در چهار گروه آزمایش و گواه (هر کدام 15 نفر) جایگزین و هر یک از گروه‌های آزمایش، طی 6 جلسه، هر هفته دو جلسه، تحت آموزش برنامه‌های تاب&amp;amp;shy;آوری پنسیلوانیا (سلیگمن و همکاران، 2009)، روان‌درمانی مثبت‌نگر (سلیگمن و همکاران، 2013) و شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی (سگال و همکاران، 2012) قرار گرفتند و گروه گواه مداخله‌ای دریافت ننمود. ابزار پژوهش، پرسش‌نامه سرمایه روان‌شناختی لوتانز PCQ(2007) بود و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، از روش تحلیل واریانس آمیخته استفاده شد. یافته&amp;amp;shy;‌ها: با توجه به تفاوت معنادار میانگین‌های سه گروه در مراحل پیش&amp;amp;shy;آزمون، پس&amp;amp;shy;آزمون و پیگیری، نتایج حاکی از تأثیر معنی‌&amp;amp;shy;دار آموزش تاب‌&amp;amp;shy;آوری پنسیلوانیا، شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی و روان‌درمانی مثبت‌نگر بر سرمایه روان‌شناختی (05/0=&amp;amp;gt;P) و ثبات این برنامه در مرحله پیگیری بود. نتیجه‌&amp;amp;shy;گیری: به دلیل تنش‌زا بودن دوران نوجوانی، طبق نتایج این پژوهش می‌&amp;amp;shy;توان از برنامه تاب&amp;amp;shy;‌آوری پنسیلوانیا، روان‌&amp;amp;shy;درمانی مثبت&amp;amp;shy;نگر و شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی به عنوان روشی مؤثر در تقویت سرمایه روان&amp;amp;shy;شناختی و ارتقاء بهداشت روان نوجوانان بهره&amp;amp;shy;مند شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی مقدماتی شاخص‌های ارزیابی در مراکزگذری کاهش آسیب اعتیاد: یک مطالعه کیفی</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_102881.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی مقدماتی شاخص&amp;amp;shy;&amp;amp;rlm;‌های ارزیابی کیفیت خدمات مراکزگذری کاهش آسیب و تدوین ابزاری برای سنجش این شاخص&amp;amp;rlm;ها جهت ارائه الگویی بهینه برای ارتقاء خدمات در این مراکز انجام گرفت. روش: این پژوهش با اتخاذ رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری شامل افراد مرتبط با مراکز کاهش آسیب اعتیاد (شامل مراجعه‌کنندگان به مراکز کاهش آسیب و کارکنان شاغل در مراکزگذری) بود که داده&amp;amp;shy;ها از طریق نمونه&amp;amp;shy;‌گیری هدفمند و دردسترس و از طریق مصاحبه&amp;amp;shy;‌ی نیمه ساختاریافته عمیق با 20 نفر گرد&amp;amp;shy;آوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون شش مرحله&amp;amp;shy;‌ای براون و کلارک تحلیل شدند. یافته‌&amp;amp;shy;ها: تحلیل تجارب شرکت&amp;amp;shy;‌کنندگان منجر به شناسایی 2 مضمون اصلی (خدمات و ساختار سازمانی) و 15 مضمون فرعی (برنامه سرنگ و سوزن، برنامه مشاوره و آزمایش HIV، ارائه خدمات رفاهی، برنامه درمان نگهدارنده با متادون آستانه پایین، ارجاع به سطوح دیگر، موسس، کارکنان، سازمان حمایت کننده، محیط فیزیکی، پایش و نظارت، برنامه آموزش، تیم امدادرسان سیار، آمار و اطلاعات، عملکرد، حمایت گری اجتماعی و مسئولانه) گردید. نتیجه&amp;amp;shy;‌گیری: شاخص&amp;amp;shy;‌های به دست آمده در بررسی حاضر که بر مبنای بر اساس تجربه‌&amp;amp;shy;ی کارکنان، درمانگران و افراد مراجعه‌&amp;amp;shy;کننده به مراکز کاهش آسیب به دست آمده می‌&amp;amp;shy;تواند به عنوان شاخصی قابل قبول در ارزیابی و پایش کیفیت ارائه خدمات این مراکز مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقشه‌نگاری مداخله: چرایی، چیستی و چگونگی استفاده در روان‌شناسی تربیتی</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_103223.html</link>
      <description>مداخلات، راهبردهایی هدفمند برای تغییر رفتار هستند که بر عوامل علّی یا زمینه‌ای آن رفتار تاثیر می‌گذارند. مشاهده نتایج موفقیت‌آمیز اجرای برخی مداخلات، پژوهش‌‌های بسیاری را به سمت توسعه مداخلات گوناگون هدایت نموده است. اگر توسعه مداخلات و بسته‌های آموزشی، مبتنی بر شواهد نظری و تجربی بوده و اعضای جامعه هدف را در فرآیند برنامه‌ریزی درگیر ‌کند، پذیرش این مداخلات در جامعه هدف و نیز شانس گسترش و تداوم آن‌ها بیشتر می‌شود.‌ به همین دلیل، چگونگی و ترتیب استفاده از شواهد، نظریه و مشارکت ذینفعان و اعضای جامعه هدف در فرآیند توسعه یک مداخله، مسئله‌ای حائز اهمیت است. با توجه به اهمیت موضوع و نیز عدم اطلاع اغلب توسعه‌دهندگان مداخلات از وجود چارچوبی‌ جامع برای توسعه مداخلات و بسته‌های آموزشی، در این مقاله با استفاده از نقشه‌نگاری مداخله، چارچوبی نظام‌مند و گام‌به‌گام مبتنی بر نظریه و شواهد برای توسعه مداخلات معرفی ‌شده و یک مداخله نمونه نیز ارائه گردیده است. شش گام‌ این رویکرد به ترتیب عبارتند از: یافتن مدل منطقی مساله، مشخص کردن پیامدها و اهداف مداخله، انتخاب روش‌های مداخله بر مبنای نظریه و شواهد، تولید برنامه مداخله، طرح پیاده‌سازی و اجرای مداخله، ارزیابی مداخله طراحی شده و پیامدهای اجرای آن به ‌منظور بررسی کارایی و اثربخشی مداخله، که در فرآیندی بازگشتی و تکرارشونده برای انباشت پایه شواهد تجربی و پژوهشی به‌منظور حصول اطمینان از پذیرش و تداوم اجرای مداخلات، به توسعه مداخلات چندسطحی پرداخته و راهبردهای اجرایی آن را هدایت می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ویژگی‌های روان‌سنجی پرسشنامه اعتماد، بی‌اعتمادی و ساده‌لوحی معرفتی (ETMCQ) در جامعة ایرانی</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_104290.html</link>
      <description>هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی ساختار عاملی، روایی و پایایی پرسشنامة اعتماد، بی‌اعتمادی و ساده‌لوحی معرفتی (ETMCQ) در جامعة ایرانی بود.&amp;amp;nbsp;روش: پژوهش حاضر، به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ شیوة گردآوری داده‌ها، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعة آماری پژوهش را کلّیة زنان و مردان ایرانی بالای 18 سال در سال 1401 تشکیل می‌دادند. پس از ترجمه و تأیید روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسّط اهل فن، 690 نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شده و به نسخة فارسی پرسشنامة اعتماد، بی‌اعتمادی و ساده‌لوحی معرفتی پاسخ دادند. روایی عاملی این مقیاس با روش تحلیل عاملی اکتشافی و همسانی درونی آن بر اساس ضریب آلفای کرونباخ به دست آمد. برای بررسی روایی هم‌گرا و واگرا نیز از پرسشنامة تجارب روابط نزدیک (ECR)، مقیاس ذهنی‌سازی (MentS)، سیاهة سازمان شخصیّت (IPO) و پرسشنامة ترومای کودکی (CTQ) استفاده شد.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج، حاکی از برازش مطلوب مدل سه عاملی پرسشنامه در نمونة ایرانی بود. مقادیر ضرایب همسانی درونی برای خرده‌مقیاس‌های اعتماد معرفتی، بی‌اعتمادی معرفتی و ساده‌لوحی معرفتی به ترتیب برابر با 66/0، 56/0 و 79/0 محاسبه شد. همچنین، روایی ملاکی، هم‌گرا و واگرای ابزار نیز مورد تأیید قرار گرفت.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش حاضر، نشان‌دهندة ویژگی‌های روان‌سنجی مطلوب نسخة فارسی پرسشنامة اعتماد، بی‌اعتمادی و ساده‌لوحی معرفتی بود. لذا پرسشنامة فوق را می‌توان ابزاری مناسب برای سنجش موضع معرفتی بزرگسالان در زمینه‌های تحقیقاتی مختلف به حساب آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روایی و پایایی نسخة فارسی ابزار انگیزه‌های رفتارِ مصرف مواد در نوجوانان</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_104638.html</link>
      <description>مرور شواهد تجربی نشان می‌دهد رفتار مصرف مواد در نوجوانان از انگیزه‌های متفاوتی مانند اجتماعی شدن با گروه دوستان یا اجتناب از خلق منفی، منتج می‌شود. هدف: هدف از این پژوهش تحلیل روان‌سنجی نسخة جامعِ ابزار سنجش انگیزه‌های رفتار مصرف مواد (بیولکاتی و پسینی، ٢٠١٩) در نوجوانان است. روش: در این پژوهش توصیفی پیمایشی، از جامعة آماری دانش‌آموزان پسرِ متوسطة دومِ منطقة ١١ آموزش‌و‌پرورش شهر تهران، تعداد ٤٠٢ نوجوان (با میانگین سنی ٩٣/١٦) به‌صورت دردسترس انتخاب و به ابزار انگیزه‌های مصرف مواد، نسخه کوتاه پرسش‌نامه خودکارآمدی (موریس، ٢٠٠١) و مقیاس چندبُعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (زمیت، دالم، زمیت و فارلی، ١٩٨٨)، پاسخ دادند. یافته‌ها: نتایج روش آماری تحلیل عاملی تاییدی از مدل جامعِ هشت‌عاملی پرسش‌نامه انگیزه‌های مصرف مواد شامل انگیزه‌های افزایشی، انگیزه‌های اجتماعی، انگیزه‌های تایید، انگیزه‌های مقابله با اضطراب، انگیزه‌های مقابله با افسردگی، انگیزه‌های مقابله با خستگی، انگیزه‌های خودبسط‌دهی و انگیزه‌های بهبود کُنش‌وری، به طور تجربی، حمایت کرد. هم‌چنین، داده‌های مربوط به همبستگی بین ابعاد چندگانة مدلِ جامعِ انگیزه‌های مصرف مواد با باور‌های خودکارآمدی و حمایت اجتماعی ادراک شده، از روایی ملاکی پرسش نا‌مة انگیزه‌های مصرف مواد، دفاع کرد. علاوه بر این، نتایج آلفای کرونباخ نشانگر هماهنگی درونی انگیزه‌های رفتار مصرف مواد در نوجوانان بود. نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش ضمن دفاعِ از اتقان زیربنای نظریِ مدل جامعِ ابزار سنجش انگیزه‌های مصرف مواد در نوجوانان نشان داد که پرسش نا‌مة انگیزه‌سازهای مصرف مواد در نوجوانان برای فهم دلایل استفاده آنها از مواد مختلف، از نظر فنی، روا و پایا است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ویژگی‌های روان‌سنجی سیاهة تئوری‌های ضمنی هوش برای دانش‌آموزان</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_105213.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی نسخه فارسی سیاهة تئوری‌های ضمنی هوش برای دانش‌آموزان ۱۶ تا ۱۸ ساله انجام شد.روش: در این مطالعة توصیفی ـ پیمایشی، از جامعة آماری دانش‌آموزان متوسطة دوم منطقة ۱۱ شهر تهران، تعداد ۴۰۲ نوجوان (۲۰۰ پسر و ۲۰۲ دختر) که با روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شدند؛ به سیاهة تئوری‌های ضمنی هوش (۲۰۰۸) نسخه کوتاه مقیاس نظم‌بخشی انگیزشی (۲۰۱۸) و مقیاس پایستگی انگیزشی ( ۲۰۱۱) پاسخ دادند.یافته‌ها: نتایج تحلیل عامل تائیدی از ساختار تک‌عاملی سیاهة تئوری‌های ضمنی هوش، دفاع کرد. نتایج همبستگی آمایه‌های ذهنی با نظم‌بخشی و پایستگی انگیزشی، شواهد مضاعفی در دفاع از روایی ملاکی سیاهة تئوری‌های ضمنی هوش برای دانش‌آموزان، فراهم آورد. ضریب همسانی درونی سیاهه ۹۳/۰ به دست آمد.نتیجه‌گیری: در مجموع، نتایج پژوهش با حمایت از مشخصه‌های فنی روایی و پایایی سیاهة تئوری‌ُ‌های ضمنی هوش، از یک سوی، بر استواریِ زیربنای مفهومی تئوری ضمنی هوش برای سنجش آمایه‌های ذهنی یادگیرندگان و از دیگر سوی، بر استفاده از این سیاهة برای اندازه‌گیری تئوری‌های ضمنی هوش، تأکید داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش واسطه‌ای خودکنترلی در رابطه بین والدگری هلی کوپتری و اعتیاد به گوشی‌های هوشمند در دانشجویان بزرگسال نوظهور</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_105320.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش واسطه‌ای خودکنترلی در رابطه بین والدگری هلیکوپتری و اعتیاد به گوشی هوشمند در دانشجویان بزرگسال نوظهور انجام شد.&#13;
روش: پژوهش حاضر با روش توصیفی &amp;amp;ndash; همبستگی از نوع مدل‌یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه‌های شهر تهران بود. باتوجه‌به گسترده بودن جامعه آماری پژوهش حاضر، امکان مشخص‌کردن تعداد دقیق جامعه آماری وجود ندارد. از بین جامعه آماری تعداد 470 نفر بر اساس نظر کلاین به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه والدگری هلیکوپتری (پیستلا، 2020)، مقیاس اعتیاد به گوشی هوشمند (کوون، 2013) و مقیاس خودکنترلی (تانجی، 2004) استفاده شد. داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند.&#13;
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که بین والدگری هلیکوپتری و اعتیاد به گوشی هوشمند رابطه مثبت و معنادار وجود داشت (01/0P&amp;amp;lt;). همچنین یافته‌ها حاکی از یک رابطه منفی و معنادار بین والدگری هلیکوپتری و خودکنترلی بود (01/0P&amp;amp;lt;). نتایج حاکی از مدل سازی معادلات ساختاری نیز نشان داد که خودکنترلی در رابطه بین والدگری هلیکوپتری و اعتیاد به گوشی هوشمند نقش واسطه‌ای داشت (01/0P&amp;amp;lt;).&#13;
نتیجه‌گیری: والدگری هلیکوپتری با کنترل بیش از حد والدین، از طریق کاهش خودکنترلی در دانشجویان، به رفتارهای اعتیادآور به گوشی هوشمند منجر می‌شود. یافته‌ها نشان می‌دهند که تقویت مهارت‌های خودکنترلی در دانشجویان می‌تواند اثرات منفی این سبک والدگری را کاهش و خطر اعتیاد به گوشی هوشمند را کم کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌یابی رابطه سبک‌های دلبستگی و حمایت اجتماعی ادراک‌‌‌شده با سازگاری تحصیلی و نقش واسطه‌ای خودتنظیمی در نوجوانان</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_105637.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف مدل یابی رابطه سبک‌های دلبستگی و حمایت اجتماعی ادراک شده با سازگاری تحصیلی و نقش واسطه‌ای خودتنظیمی در نوجوانان انجام شد.روش‌: این پژوهش از نوع پژوهش‌های همبستگی است که در آن از روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی دانش‌آموزان مقطع متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1402 بودند که با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای و تعداد 600 نفر (300دختر و 300 پسر) انتخاب شدند. به منظور جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه سبک‌های دلبستگی کولینز و رید (1990)، مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده (1988)، پرسشنامه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی (1990) و فهرست سازگاری برای دانش‌آموزان (1993) &amp;amp;nbsp;استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزار spss-24 و lisrel-8/5 استفاده شد.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج نشان داد سبک دلبستگی ایمن بر سازگاری تحصیلی اثر مستقیم ندارد اما سبک دلبستگی ناایمن اثر مستقیم و منفی بر سازگاری تحصیلی دارند. همچنین خودتنظیمی بر سازگاری تحصیلی اثر مستقیم و مثبتی دارد اما حمایت اجتماعی ادراک شده اثر مستقیمی بر سازگاری تحصیلی نشان نداد. سبک دلبستگی ایمن بر خودتنظیمی دارای اثر مستقیم بود اما سبک‌های دلبستگی ناایمن اثر مستقیمی بر خودتنظیمی نداشتند. درمجموع نتایج پژوهش نشان داد که مدل آزمون شده در مطالعه حاضر، با مدل مفهومی اولیه برازش مطلوبی دارد (05/0&amp;amp;gt;p).&amp;amp;nbsp;نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد خودتنظیمی در رابطه بین سبک دلبستگی ناایمن و سازگاری تحصیلی نقش واسطه‌ای دارد. همچنین خودتنظیمی در رابطه‌ بین حمایت اجتماعی ادراک شده و سازگاری تحصیلی نقش میانجی ایفا نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر توانمندی فرزندپروری در مادران کودکان کم‌شنوا</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_106188.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر توانمندی فرزندپروری در مادران کودکان کم‌شنوا انجام شد.&#13;
روش: این پژوهش با روش شبه‌آزمایشی و طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی مادران کودکان کم‌شنوای 4 تا 6 ساله شهر شیراز در سال 1403-1402 بود که 30 نفر از آن‌ها با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌طور ‌تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفری) جایگزین شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه سبک‌های فرزندپروری بامریند استفاده شد. گروه آزمایش در برنامه‌ آموزش فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد به صورت هفتگی در 8 جلسه 90 دقیقه‌ای شرکت کردند. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر تحلیل شد.&#13;
یافته‌ها:&amp;amp;nbsp;یافته‌ها نشان داد که آموزش فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد سبب بهبود معنادار سبک فرزندپروری مقتدرانه مادران در مراحل پس‌آزمون و پیگیری شد (03/0=, P471/6 =F). علاوه‌براین، این برنامه سبب کاهش معنادار سبک فرزندپروری مستبدانه (001/0=, P812/45 =F) و سهل‌گیرانه (001/0=, P951/24 =F) در مراحل پس‌آزمون و پیگیری شد.&#13;
نتیجه‌گیری: آموزش فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد می‌تواند باعث توانمندی فرزندپروری در مادران کودکان کم‌شنوا شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ویژگی‌های روان‌سنجی پرسشنامة سرمایة روان‌شناختی: نسخة بیماران سرطانی</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_106268.html</link>
      <description>هدف: نتایج مطالعات مختلف نشان داده‌اند که سازه‌های روان‌شناختی مثبت بر سلامت‌روانی بیماران سرطانی اثرگذارند. بااین‌وجود، غالب ابزار‌های مورد استفاده برای سنجش کیفیاتی مانند خوش‌بینی، ‌امید، خودکارآمدی و تاب‌آوری، در نمونه‌های عمومی، توسعه‌یافته‌اند. بنابراین، این پژوهش با هدف بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی پرسشنامه سرمایه روان‌شناختی برای بیماران سرطانی، انجام شد.روش: در این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، تعداد ۲۵۰ بیمار سرطانی که به شیوة دردسترس از بین بیمارستان‌های شهر تهران انتخاب شدند، به پرسشنامة سرمایه روان‌شناختی برای بیماران سرطانی (PCQ-C)، مقیاس رضامندی از زندگی (SWLS) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS)، پاسخ دادند.یافته‌ها: نتایج تحلیل عاملی تائیدی نشان داد که نسخة فارسی پرسشنامة سرمایة روان‌شناختی برای بیماران سرطانی با ساختاری مشتمل بر چهار عامل خودکارآمدی، تاب‌آوری، ‌امید و خوش‌بینی، از روایی سازه خوبی برخوردار بود. علاوه‌براین، نتایج مربوط به همبستگی بین ابعاد سرمایة روانی بیماران با رضامندی از زندگی و وجوه آشفتگی روان‌شناختی در آن‌ها از روایی ملاکی نسخه فارسی پرسشنامة سرمایة روان‌شناختی برای بیماران سرطانی، حمایت کرد.نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که پرسشنامه سرمایة روان‌شناختی در بیماران سرطانی به دلیل استحکامِ بنیانِ مفهومی زیربناییِ مدل اندازه‌گیری آن، از نظر ویژگی‌های روان‌سنجی، از مقبولیت فنی کافی برای اندازه‌گیری سرمایه روان‌شناختی در بیماران سرطانی برخوردار بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزش‌های نوجوانان: جهان‌شمول یا فرهنگی؟ انطباق ابزار ارزش‌های شوارتز (2017) در ایران</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_106610.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف ارزیابی روان‌سنجی نسخه تجدیدنظرشده پرسشنامه تشبیهی ارزش‌های شوارتز در نوجوانان ایرانی انجام شد.&#13;
روش: شرکت‌کنندگان ۸۷۳ دانش‌آموز پایه‌های هشتم و نهم شهر تهران بودند که با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند و به پرسشنامه شوارتز و مقیاس‌های ملاک (عزت‌نفس، خودکارآمدی، همدلی و دینداری) پاسخ دادند.&#13;
یافته‌ها: تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که ساختار ۱۹ ارزش فرعی و ۴ ارزش مرتبه بالاتر (محافظه‌کاری، تعالی فردی، گشودگی به تغییر و ارتقای فردی) از برازش قابل‌قبول برخوردار است و آیتم‌ها اعتبار مناسبی دارند. اگرچه الگوی کلی دایره‌ای شوارتز و چهار قطب اصلی بازتولید شدند، اما میزان همخوانی با مدل نظری کمتر از سطح مطلوب بود و ارزش‌هایی مانند خودرهنموددهی&amp;amp;ndash;عمل و جهان‌شمول‌نگری&amp;amp;ndash;بردباری جابجایی‌هایی نشان دادند. شاخص‌های اعتبار برای اغلب ابعاد رضایت‌بخش بود، هرچند ارزش‌های لذت‌جویی و پیشرفت پایایی ضعیف‌تری داشتند. تحلیل همبستگی با ملاک‌ها نیز نشان داد دینداری با محافظه‌کاری رابطه مستقیم و با گشودگی به تغییر و ارتقای فردی رابطه معکوس دارد؛ در حالی‌که همدلی بالاترین ارتباط را با تعالی فردی و عزت‌نفس با ارتقای فردی نشان داد.&#13;
نتیجه‌گیری: یافته‌ها در مجموع ضمن تأیید بخشی از الگوی جهانی ارزش‌ها، تفاوت‌های فرهنگی معناداری در سازمان‌یافتگی ارزش‌ها در میان نوجوانان ایرانی آشکار ساخت. در مجموع بااین‌که می‌توان ذکر کرد نسخه فارسی پرسشنامه تشبیهی ارزش‌های شوارتز ابزاری روا و معتبر برای سنجش ارزش‌های نوجوانان ایرانی است؛ ولی توصیه به احتیاط برای یافته‌های آن وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی برنامه فرزندپروری توانمندمحور بر پردازش هیجانی مادران نوجوانان کم‌شنوا</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_106627.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه فرزندپروری توانمندمحور بر پردازش هیجانی مادران نوجوانان کم‌شنوا انجام شد.&#13;
روش: این پژوهش به روش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی مادران نوجوانان کم‌شنوای 12 تا 15 ساله ناحیه شش شهر مشهد در سال 1404-1403 بود که 32 نفر از آن‌ها با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌طور ‌تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (16 نفری) جایگزین شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه پردازش هیجانی باکر و همکاران (2007) استفاده شد. گروه آزمایش در برنامه فرزندپروری توانمندمحور رکمایر و رابیسون (2016) در 10 جلسه 70 دقیقه‌ای شرکت کردند ولی گروه کنترل در این برنامه شرکت نکرد. داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک‌متغیری و چندمتغیری در نسخه 25 نرم‌افزار SPSS تحلیل شد.&#13;
یافته‌ها:&amp;amp;nbsp;یافته‌ها نشان داد که برنامه فرزندپروری توانمندمحور تأثیر معناداری در بهبود پردازش هیجانی مادران نوجوانان کم‌شنوا داشت (001/0=, P64/734 =F). علاوه بر این، سبب کاهش معنادار سرکوبی (001/0=, P52/213 =F)، تجربه هیجانی ناخوشایند (001/0=, P56/266 =F)، نشانه‌های هیجانی پردازش (001/0=, P89/86 =F)، اجتناب (001/0=, P12/181 =F) و کنترل هیجانی (001/0=, P19/297 =F) شد.&#13;
نتیجه‌گیری: برنامه فرزندپروری توانمندمحور که بر شناسایی و تقویت توانایی‌ها، استعدادها و مهارت‌های والدین و فرزندان تأکید دارد سبب بهبود پردازش هیجانی در مادران نوجوانان کم‌شنوا شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین بستة فرزندپروری مبتنی بر تجارب زیستة مادران دارای کودک مبتلا به اختلال اضطراب جدایی</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_106628.html</link>
      <description>هدف: اختلال اضطراب جدایی، شایع&amp;amp;shy;ترین اختلال اضطرابی در کودکان است که نقش والدین در آن تأیید شده اما ماهیتش روشن نیست. پژوهش حاضر سعی نمود ضمن واکاوی تجارب زیستة مادران این کودکان، یک بستة فرزندپروری مبتنی بر این تجارب تدوین نماید تا نیازهای آن‌ها را پوشش دهد.&#13;
روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی بود و در دو بخش انجام شد. در بخش نخست از میان جامعة آماری شامل کلیة مادران دارای فرزند 4 تا 6 سالة مبتلا به اختلال اضطراب جداییِ ساکن ناحیه 3 شهر اصفهان در سال 1402، به صورت هدفمند نمونه‌گیری شد و مصاحبه با مادران آغاز گردید؛ مصاحبه‌ها تا اشباع داده‌ها با 13 مادر ادامه یافت. سپس، مصاحبه‌ها با روش جیورجی، تحلیل شد و در بخش دوم، مبتنی بر تجارب زیستة مادران، بستة فرزندپروری تدوین گردید و بر اساس نظرات 8 متخصص، روایی محتوایی آن ارزیابی و تأیید شد.&#13;
یافته‌ها: در بخش نخست، 6 مضمون شامل فرسودگی روان‌شناختی، روش&amp;amp;shy;های نادرست فرزندپروری، اختلال در عملکرد روزمره، تجربة‌ اضطراب و نگرانی مستمر و نیاز به حمایت تخصصی و اجتماعی همراه 29 زیرمضمون شناسایی شد. در بخش دوم، بر اساس مضامین، بستة فرزندپروری در ۱۰ جلسه با محورهای متمرکز بر مادر-کودک طراحی شد که ضریب نسبی روایی محتوایی بسته، حداقل 75/0 و حداکثر 1 و شاخص روایی محتوا، بالای 9/0 به‌دست آمد.&#13;
نتیجه‌گیری: بستة فرزندپروری حاضر، یک بستة اختصاصی متناسب با نیازهای مادران دارای کودک مبتلا به اختلال اضطراب جدایی است و می‌تواند با هدف ترمیم و پیشگیری از علائم استفاده‌ شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل علی اعتیاد به گوشی‌های هوشمند و اضطراب اجتماعی: نقش میانجی راهبردهای غیرانطباقی تنظیم هیجان و سبک‌ مقابله‌ای‌ اجتنابی</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_106704.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف، مدل علی اعتیاد به گوشی‌های هوشمند بر اساس اضطراب اجتماعی با نقش میانجی راهبردهای غیرانطباقی تنظیم هیجان و سبک مقابله‌ای اجتنابی است.&amp;amp;nbsp;روش‌: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و مدل‌سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) قزوین در سال 1404 بود که از میان آن‌ها ۲۰۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (2006)، پرسشنامه راهبرد‌های مقابله‌ با استرس اندلر و پارکر (1990) مقیاس اعتیاد به گوشی هوشمند کوون و همکاران (2013) و پرسشنامه هراس اجتماعی کونر و همکاران (2000) بود. داده‌های به دست آمده با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و AMOS و مدل معادلات ساختاری تحلیل شدند.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج مدل‌‌سازی معادلات ساختاری نشان داد که مدل پژوهش پس از اصلاح، از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین مدل نهایی توانست ۴۶ درصد از واریانس اعتیاد به گوشی‌های هوشمند را تبیین کند. اثر مستقیم اضطراب اجتماعی بر اعتیاد به گوشی‌های هوشمند معنادار نبود، اما اثر غیرمستقیم آن از طریق راهبردهای غیرانطباقی تنظیم هیجان و سبک مقابله‌ای اجتنابی معنادار هستند.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: نتایج نشان دادند که اضطراب اجتماعی به‌طور غیرمستقیم و از طریق راهبردهای غیرانطباقی تنظیم هیجان و سبک مقابله‌ای اجتنابی منجر به اعتیاد به گوشی‌های هوشمند می‌شود. این نتایج بر اهمیت توجه به سازوکارهای شناختی و رفتاری در پیشگیری و درمان اعتیاد به گوشی‌های هوشمند تأکید دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین برنامة آموزش مهارت‌های زندگی طرحواره‌محور و تاثیر آن بر تنهایی، تاب‌آوری، انزوای اجتماعی و هدفمندی زندگی در مردان بازنشسته‌</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_106747.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش، تدوین و بررسی اثربخشی برنامه آموزش مهارت‌های زندگی غیرشناختی خوش‌بینی، وجدان‌گرایی، حس کنترل، ثبات هیجانی و استقامت مبتنی بر رویکرد طرحواره‌ها بر تنهایی، تاب‌آوری روانی، انزوای اجتماعی و هدفمندی زندگی در مردان بازنشسته بود.روش: پژوهش به روش آمیخته انجام‌گرفت؛ در بخش کیفی محتوای جلسات با استفاده از منابع و نظر متخصصان تهیه شد و در بخش کمی، طرح آمیخته با اندازه‌گیری مکرر به‌کار‌گرفته‌شد. جامعه پژوهش شامل 700000 مرد 50 تا ۷۵ سال عضو کانون بازنشستگان شهر تهران در بهمن و اسفند سال 1403 بود که از میان آن‌ها ۳۴ نفر بر اساس GPower با روش نمونه‌گیری هدفمند از کانون‌های بازنشستگی شهر تهران انتخاب شده و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار‌گرفتند. پژوهش بهار سال 1404 انجام‌شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه‌های تاب‌آوری (راسل، پپلاو و کوترونا، 1980)، تنهایی (کانر و دیویدسون، 2003)، انزوای اجتماعی (نیکلسون، فین، کسی و دیکسون، 2020) و هدفمندی در زندگی (کرومباخ و ماهولیک،1964) بودند. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری مختلط با اندازه‌گیری مکرر بررسی‌شدند.یافته‌ها: نتایج نشان‌داد آموزش مهارت‌های زندگی مبتنی‌بر طرحواره‌ها باعث افزایش تاب‌آوری (p = 0/001) و هدفمندی زندگی (p &amp;amp;lt; 0/001) و کاهش تنهایی (p = 0/002) در شرکت‌کنندگان در پس‌آزمون می‌شود، اما بر انزوای اجتماعی تأثیر معناداری ندارد. این موارد در رابطه با دوره پیگیری برقراربودند.نتیجه‌گیری: یافته‌ها حاکی از آن است که این برنامه آموزشی می‌تواند به عنوان روشی مؤثر برای ارتقای بهزیستی روانی و سازگاری در دوران بازنشستگی استفاده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجربه زیسته دانش‌آموزان کم‌شنوا از عوامل مؤثر بر یادگیری اجتماعی هیجانی: پژوهشی کیفی با رویکرد پدیدارشناسی</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_106754.html</link>
      <description>هدف: یادگیری اجتماعی هیجانی نقش مهمی در سازگاری روانی، تعامل اجتماعی و موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان دارد؛ بااین‌حال، این فرایند در دانش‌آموزان کم‌شنوا، به دلیل چالش‌های ارتباطی، نگرش‌های اجتماعی و محدودیت‌های محیط آموزشی، با پیچیدگی‌های خاصی همراه است. باوجود گسترش مطالعات کمی در این حوزه، شناخت عمیق تجربه زیسته این دانش‌آموزان همچنان نیازمند پژوهش‌های کیفی است. پژوهش حاضر باهدف فهم تجربه زیسته دانش‌آموزان کم‌شنوای دوره دوم متوسطه شهرکرد از عوامل مؤثر بر یادگیری اجتماعی هیجانی انجام شد.&#13;
روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام گرفت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۰ دانش‌آموز کم‌شنوا گردآوری و با استفاده از روش تحلیل کلایزی تحلیل شدند.&#13;
یافته‌ها: تحلیل داده‌ها به استخراج شش مقوله اصلی شامل پذیرش وضعیت کم‌شنوایی، مهارت‌های ارتباطی و تعامل اجتماعی، تنظیم هیجان‌ها و مدیریت استرس، شرایط و عدالت اجتماعی، چالش‌ها و موانع یادگیری اجتماعی هیجانی و راهکارها و نیازهای بهبود منجر شد. این مقوله‌ها ابعاد مختلف تجربه زیسته دانش‌آموزان کم‌شنوا را در بستر مدرسه و تعاملات اجتماعی بازنمایی می‌کنند.&#13;
&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد یادگیری اجتماعی هیجانی دانش‌آموزان کم‌شنوا پدیده‌ای چندبعدی و زمینه‌مند است که تحت‌تأثیر عوامل فردی، ارتباطی و محیطی شکل می‌گیرد. این مطالعه با ارائه تصویری مبتنی بر تجربه زیسته، به غنای ادبیات کیفی این حوزه افزوده و می‌تواند مبنایی برای طراحی مداخلات آموزشی و حمایتی حساس به زمینه باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه حمایت اجتماعی و تصویر بدن با بهزیستی روان‌شناختی در مبتلایان اختلال هویت جنسیتی: نقش میانجی راهبردهای مقابله</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_106759.html</link>
      <description>هدف: مبتلایان به اختلال هویت جنسیتی پس از تطبیق جنسیت در معرض مشکلات اجتماعی و روان‌شناختی گوناگونی قرار دارند. لذا پژوهش حاضر به بررسی رابطه علّی حمایت اجتماعی و تصویر بدن با بهزیستی روان‌شناختی و رضایت از زندگی این افراد با میانجی‌گری راهبردهای مقابله‌ پرداخت.روش: پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل‌یابی معادلات ساختاری بود و شرکت‌کنندگان، ۳۰۱ نفر از افراد مبتلا به اختلال هویت جنسیتی پس از تطبیق جنسیت بودند که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. فرم کوتاه پرسشنامه بهزیستی روان‌شناختی ریف، پرسشنامه رضایت از زندگی دینر و همکاران، پرسشنامه راهبردهای مقابله بلینگز و موس، پرسشنامه تصویر بدن لیتلتون و پرسشنامه حمایت اجتماعی زیمت استفاده گردید و جهت سنجش داده‌ها، نرم‌افزار SPSS و Mplus به کار برده شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد حمایت اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر بهزیستی روان‌شناختی (P&amp;amp;lt;0/001) و رضایت از زندگی (P&amp;amp;lt;0/001) دارد و راهبردهای مقابله مسئله‌مدار (P&amp;amp;lt;0/001) و هیجان‌مدار (P&amp;amp;lt;0/01) نقش میانجی بین حمایت اجتماعی با بهزیستی روان‌شناختی ایفا می‌کند. همچنین تصویر بدن تاثیر منفی و معنادار بر رضایت از زندگی (P&amp;amp;lt;0/001) و بهزیستی روان‌شناختی (P&amp;amp;lt;0/001) داشت و راهبردهای مقابله هیجان‌مدار بین ترس از تصویر بدن با بهزیستی روان‌شناختی نقش میانجی ایفا می‌کرد (P&amp;amp;lt;0/05).نتیجه‌گیری: تصویر بدن با تأثیر بر راهبرد مقابله هیجان‌مدار و حمایت اجتماعی با تأثیر بر راهبرد مقابله مسئله‌مدار می‌توانند بهزیستی روان‌شناختی و رضایت از زندگی را در افراد مبتلا به اختلال هویت جنسیتی، دست‌خوش تغییر قرار دهند. لذا تمرکز بر این ویژگی‌ها می‌تواند بهزیستی آنان را بهبود بخشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی آموزش ذهن‌آگاهی نوجوان‌محور بر اجتناب تجربه‌ای، نشخوار خودانتقادی در نوجوانان دختر دارای اضطراب اجتماعی</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_106787.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش ذهن‌آگاهی نوجوان‌محور بر اجتناب تجربه‌ای، نشخوار خودانتقادی در نوجوانان دختر دارای اضطراب اجتماعی است.&amp;amp;nbsp;روش: مطالعة حاضر به‌صورت نیمه ‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعة آماری از تمامی نوجوانان دختر در حال تحصیل در مقطع متوسطة دوم ناحیة دو استان اصفهان در سال تحصیلی ۱۴۰۴&amp;amp;ndash;۱۴۰۳ بودند. نمونة پژوهش متشکل از ۳۰ نوجوان دختر مبتلا به اضطراب اجتماعی بود که با بهره‌گیری از پرسشنامة اضطراب اجتماعی (کانور و همکاران، 2000)&amp;amp;nbsp; از میان دانش‌آموزان مدرسة امیرالمؤمنین به روش هدفمند انتخاب، و به‌صورت جایگزینی تصادفی در گروه‌های از پیش تعیین شده، در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. شرکت‌کنندگان در هر دو گروه به پرسشنامه‌های اجتناب تجربه‌ای (گومز و همکاران، 2011) و نشخوار خودانتقادی (اسمارت و همکاران، 2016) در سه مرحلة پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری پاسخ دادند.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش واریانس با اندازه‌گیری مکرر استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که آموزش ذهن‌آگاهی نوجوان‌محور بر اجتناب تجربه‌ای و نشخوار خودانتقادی در نوجوانان دختر دارای اضطراب اجتماعی مؤثر بوده و در دورة پیگیری اثرات از پایداری برخوردار بوده است(001/0&amp;amp;gt;p).&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: توصیه می‌شود، آموزش ذهن‌آگاهی نوجوان‌محور توسط متخصصان سلامت روان، مشاوران مدرسه در کارگاه‌های مهارت‌آموزی و جلسات مشاورة‌ گروهی در مدارس و مراکز مربوط کار شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه گرایش به طلاق، رضایت جنسی، سرخوردگی زناشویی و تمایز خود در زوجین متقاضی طلاق بر اساس ویژگی‌های جمعیت‌شناختی</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_106870.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش بررسی و تبیین تفاوت‌های گرایش به طلاق، دلزدگی زناشویی، تمایزیافتگی خود و رضایت جنسی بر اساس ویژگی‌های جمعیت‌شناختی (مدت‌زمان ازدواج، وضعیت اقتصادی، سطح تحصیلات و جنسیت) در میان زوج‌های متقاضی طلاق بود.&amp;amp;nbsp;روش: پژوهش علی مقایسه‌ای با نمونه‌گیری هدفمند انجام شد. داده‌ها در سال‌های ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ از ۴۲۶ نفر (۲۱۳ زوج) مراجع دفتر کاهش طلاق شهر شیراز گردآوری شد. پرسش‌نامه‌های استاندارد شامل مقیاس گرایش به طلاق، مقیاس رضایت جنسی، مقیاس تمایزیافتگی خود و مقیاس سرخوردگی زناشویی استفاده شدند. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS &amp;amp;nbsp;نسخه ۲۶ و آزمون‌های تحلیل واریانس یک‌طرفه و t مستقل تحلیل شدند.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: گرایش به طلاق (013/0P=) و سرخوردگی زناشویی (007/0P=) در زوج‌های با مدت ازدواج بیشتر بالاتر بود. رضایت جنسی در اوایل ازدواج بیشتر بود (002/0P=). تمایزیافتگی تفاوت معناداری نداشت (05/0P&amp;amp;gt;). افراد با وضعیت اقتصادی بهتر رضایت جنسی بالاتری داشتند (01/0P&amp;amp;lt;). تحصیلات بالاتر با رضایت جنسی (001/0P&amp;amp;lt;) و تمایزیافتگی (003/0P=) همراه بود. مردان در تمایزیافتگی (01/0P=) و رضایت جنسی (02/0P=) نمرات بالاتری داشتند و زنان سرخوردگی بیشتری گزارش کردند (005/0P=). تفاوت معناداری در گرایش به طلاق بین دو جنس نبود (09/0P=).&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: عوامل جمعیت‌شناختی در کیفیت روابط زناشویی نقش دارند و تفاوت‌های جنسیتی باید در مداخله&amp;amp;shy;‌های روان‌&amp;amp;shy;درمانی و مشاوره موردتوجه باشند. همچنین بررسی متغیرهای پنهان فرهنگی و روانی در پژوهش‌های آینده ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین و اعتباریابی بسته شناختی - زبانی برای دانش‌آموزان با اختلال زبان خاص</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_106871.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباریابی محتوایی بسته شناختی&amp;amp;ndash;زبانی برای دانش‌آموزان با اختلال زبان خاص انجام شد. بسته بر پایه چارچوب روان‌سنجی توانایی‌های شناختی کتل&amp;amp;ndash;هورن&amp;amp;ndash;کارول و شواهد آموزشی مرتبط طراحی گردید.&amp;amp;nbsp;روش: پژوهش&amp;amp;nbsp; با رویکرد آمیخته (کیفی&amp;amp;ndash;کمی) اجرا شد. در بخش کیفی، داده‌ها از طریق مرور نظام‌مند منابع علمی و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۰ متخصص حوزه‌های آسیب‌شناسی گفتار و زبان، روان‌شناسی تربیتی و آموزش کودکان استثنایی گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با روش تحلیل مضمون قیاسی در سه سطح مضمون پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر انجام گرفت. در بخش کمی، روایی محتوایی بسته توسط ۵ متخصص دارای تجربه ارزیابی برنامه‌های آموزشی بررسی و شاخص‌های نسبت محتوا (CVR)، شاخص روایی محتوا (CVI) و ضریب توافق کندال برای سنجش میزان توافق محاسبه شد.یافته‌ها: &amp;amp;nbsp;نتایج به شناسایی یک مضمون فراگیر با عنوان توانایی‌های شناختی&amp;amp;ndash;زبانی در چارچوب کتل&amp;amp;ndash;هورن&amp;amp;ndash;کارول و پنج مضمون سازمان‌دهنده شامل پردازش شنیداری، پردازش زبانی و دانش واژگانی، حافظه کاری و پردازش فعال، توجه و کارکردهای اجرایی، و مهارت‌های اجتماعی&amp;amp;ndash;ارتباطی انجامید که در مجموع ۳۸ مضمون پایه را دربرگرفت. تمامی جلسات و فعالیت‌ها دارای مقادیر قابل‌قبول CVR و CVI بودند و میزان توافق متخصصان در سطح متوسط تا نسبتاً بالا قرار داشت (۵۱۲/۰= W,۰۰۱/۰= p).&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: بسته تدوین‌شده از ساختاری منسجم و همسو با ابعاد شناختی&amp;amp;ndash;زبانی چارچوب کتل&amp;amp;ndash;هورن&amp;amp;ndash;کارول برخوردار است و از نظر متخصصان، کفایت و تناسب محتوایی دارد. بااین‌حال، بررسی اثربخشی بالینی آن نیازمند پژوهش‌های مداخله‌ای و تجربی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی مؤلفه‌های مشورت روان‌شناختی نوجوانان با هوش مصنوعی: مطالعه‌ای داده‌بنیاد</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_106886.html</link>
      <description>هدف: با توجه به گسترش روزافزون تعامل نوجوانان با فناوری‌های هوش مصنوعی و فقدان چارچوب نظری منسجمی که تبیین‌کننده چگونگی و پیامدهای مشورت‌جویی روان‌شناختی آنان از این ابزارها باشد، پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه‌های این پدیده و ارائه مدلی مفهومی مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد انجام شد.&amp;amp;nbsp;روش: پژوهش با روش نظریه داده‌بنیاد نظام‌مند اشتراوس و کوربین انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل ۲۱ نوجوان ۱۵ تا ۱۹ ساله از شهرهای مختلف ایران در سال ۱۴۰۴ بودند که&amp;amp;nbsp; هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: تحلیل داده‌ها به تدوین یک الگوی پارادایمی انجامید که پدیده محوری آن مشورت‌جویی روان‌شناختی نوجوانان با هوش مصنوعی است. شرایط علّی این پدیده، نیاز به پناهگاه روانی&amp;amp;ndash;کارکردی است. عامل زمینه‌ای &amp;amp;nbsp;آسیب‌پذیری روانی&amp;amp;ndash;هیجانی و عوامل مداخله‌گر ساختار توانمندساز فناورانه&amp;amp;ndash;اجتماعی نیز شناسایی شدند. نوجوانان در مواجهه با این شرایط، راهبرد عاملیت دیجیتالی‌شده خود را به کار می‌گیرند. پیامدهای این فرایند ماهیتی دوگانه دارد؛ از یک سو به تجربه آرامش زودگذر و کارکرد سطحی می‌انجامد و از سوی دیگر، می‌تواند با دگردیسی آسیب‌زا در رابطه انسان&amp;amp;ndash;فناوری و فرسایش سرمایه اجتماعی و ارتباطی همراه شود.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: یافته‌ها بیانگر ضرورت طراحی چارچوب‌های نظارتی برای بهره‌برداری متعادل از هوش مصنوعی است تا از تضعیف تاب‌آوری بلندمدت به‌خاطر تسکین کوتاه‌مدت جلوگیری شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی مداخله آموزشی مبتنی بر ذهنی‌سازی بر تعامل معلم-دانش‌آموز، فلسفه فراهیجانی و تجارب هیجانی نومعلمان</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_106912.html</link>
      <description>هدف: هدف از انجام این پژوهش اعتباریابی و بررسی اثربخشی مداخله آموزشی مبتنی بر ذهنی‌سازی و بررسی اثر آن بر تعامل معلم-دانش‌آموز، فلسفه فراهیجانی و تجارب هیجانی نومعلمان بود.&amp;amp;nbsp;روش: پژوهش شبه‌آزمایشی به صورت طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری تمام نومعلمان دوره ابتدایی ناحیه تبادکان شهر مشهد در سال تحصیلی 1404-05 بودند که از میان آن ها 24 نومعلم به شیوه در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه 12 نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند؛ گروه آزمایش در طی 8 جلسه 90 دقیقه ای مورد آموزش ذهنی‌سازی قرار گرفت. هر دو گروه با استفاده از پرسشنامه‌های تعامل معلم و دانش‌آموز لارداسمی و کنی (2001)، فلسفه فراهیجانی سیوچی و همکاران (2015) و سیاهه هیجانات چن (2016) در سه مرحله پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری مورد سنجش قرار گرفتند.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر نشان داد آموزش ذهنی‌سازی به نومعلمان توانسته است تفاوت معناداری بین دو گروه در رفتارهای بین‌فردی مثبت معلم (22/0=اندازه اثر، 001/0 p&amp;amp;lt; و 660/60=F) و رفتارهای بین‌فردی منفی معلم (27/0=اندازه اثر، 001/0 p&amp;amp;lt; و 468/75=F)، فلسفه فراهیجانی (28/0=اندازه اثر، 001/0 p&amp;amp;lt; و 225/78=F)، تجارب هیجانی مثبت (24/0=اندازه اثر، 001/0 p&amp;amp;lt; و 640/70=F) و منفی (21/0=اندازه اثر، 05/0 p&amp;amp;lt; و 090/16=F) ایجاد کند.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت که آموزش ذهنی‌سازی می‌تواند به عنوان برنامه‌ای مؤثر در جهت بهبود تعامل معلم و دانش‌آموز، فلسفه فراهیجانی و تجارب هیجانی نومعلمان مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی شاخص‌های تحولی کودکان ۲۴ تا 38 ماهه در مواجهه با صفحات نمایش: یک مطالعه مقطعی</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_106965.html</link>
      <description>هدف: با گسترش روزافزون فناوری‌های دیجیتال، &amp;amp;nbsp;مواجهه زودهنگام کودکان با صفحات نمایش به یکی از دغدغه‌های اصلی در پژوهش‌های تحولی تبدیل شده است. &amp;amp;nbsp;پژوهش حاضر با هدف ارزیابی شاخص‌های تحولی کودکان ۲۴ تا ۳۸ ماهه در مواجهه با صفحات نمایش انجام شد.روش: این پژوهش، &amp;amp;nbsp;کمی- توصیفی از نوع مقطعی است. &amp;amp;nbsp;جامعه آماری شامل کودکان ۲۴ تا ۳۸ ماهه مراجعه‌کننده به دو مرکز مشاوره در تهران در سال ۱۴۰۳ بود که روزانه بیش از یک ساعت در معرض صفحات نمایش قرار داشتند که ۱۳۴ کودک به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. &amp;amp;nbsp;داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌ی غربالگری تحولی کودک- ویرایش سوم (اسکوایرز و بریکر، &amp;amp;nbsp;۲۰۰۹)، &amp;amp;nbsp;پرسشنامه صفحات نمایش (کلاک و همکاران، &amp;amp;nbsp;۲۰۲۰)، &amp;amp;nbsp;مصاحبه بالینی با والدین و مشاهده کودک توسط متخصصان گردآوری شد. &amp;amp;nbsp;برای تحلیل داده‌ها در گروه‌های سنی ۲۷ و ۳۶ ماهگی از آزمون t تک‌نمونه‌ای و در گروه سنی ۳۳ ماهگی از آزمون ناپارامتری ویلکاکسون تک‌نمونه‌ای استفاده شد. &amp;amp;nbsp;تحلیل داده‌ها با نرم‌افزارSPSS-۲۷ انجام گرفت.یافته&amp;amp;lrm;‌ها: میانگین نمرات کودکان در تمامی حیطه‌های تحولی به‌طور معناداری پایین‌تر از نقطه برش قرار داشت (۰۰۱/۰pنتیجه&amp;amp;lrm;‌‌گیری: یافته‌های پژوهش نشان داد کودکان مورد بررسی، &amp;amp;nbsp;در تمامی حیطه‌های تحولی عملکردی پایین‌تر از نقطه برش داشتند و بیشترین فاصله از نقطه برش در حیطه حل مسأله مشاهده شد. &amp;amp;nbsp;این نتایج بر ضرورت پایش و مدیریت میزان مواجهه با صفحات‌نمایش را در سال‌های اولیه زندگی برجسته می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش بدرفتاری‌های عاطفی دوران کودکی و طرحواره‌های هیجانی در سوگیری توجه به تصاویر دلبستگی</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_106985.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پیش‌بین بدرفتاری&amp;amp;shy;‌های عاطفی دوران کودکی و طرحواره‌های هیجانی در سوگیری توجه به تصاویر مرتبط با دلبستگی انجام شد.&amp;amp;nbsp;روش: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه‌های تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از میان آن‌ها ۲۲۸ نفر (۱۷۴ زن و ۵۴ مرد) با میانگین سنی ۲۱/۱۹ سال به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان مقیاس تجارب زندگی گیب (LEQ، 2001)، پرسشنامه طرحواره‌های هیجانی لیهی (ESS، 2002) و تکلیف جستجوی دیداری اهمن (VST، 2001) را تکمیل نمودند. داده‌ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه گام‌به‌گام تحلیل شدند.&amp;amp;nbsp;یافته&amp;amp;shy;‌ها: نتایج نشان داد که بین ابعاد بدرفتاری&amp;amp;shy;های عاطفی دوران کودکی (غفلت عاطفی و آزار عاطفی) و نمره کل طرحواره‌های هیجانی با سوگیری توجه، رابطه منفی و معناداری وجود دارد. تحلیل رگرسیون نشان داد که غفلت عاطفی و آزار عاطفی در مجموع ۱۵ درصد از واریانس سوگیری توجه (اجتناب توجهی) را تبیین می‌کنند. همچنین، در میان ابعاد طرحواره‌های هیجانی، تنها زیرمقیاس &amp;amp;laquo;منطقی بودن&amp;amp;raquo; به طور معناداری ۱۳ درصد از واریانس سوگیری توجه را پیش‌بینی کرد.&amp;amp;nbsp;نتیجه&amp;amp;shy;‌گیری: یافته‌ها حاکی از آن است که تجارب آسیب‌زای عاطفی در کودکی و باورهای ناکارآمد در مورد هیجانات (به‌ویژه تأکید بر عقلانیت)، منجر به اجتناب توجهی خودکار از محرک‌های مرتبط با روابط نزدیک در بزرگسالی می‌شود. این نتایج بر اهمیت سازوکارهای شناختی ضمنی در تداوم الگوهای دلبستگی تأکید داشته و تلویحات مهمی برای طراحی مداخلات درمانی مبتنی بر اصلاح سوگیری توجه دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پشت صحنه اختلافات در شیوه‌های فرزندپروری: یک تحلیل پدیدارشناسانه از تجارب زیسته والدین</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_106986.html</link>
      <description>هدف: خانواده به عنوان هسته بنیادین جامعه، نقش بی‌بدیلی در شکل‌گیری شخصیت و سلامت روانی نسل آینده ایفا می‌کند. با این حال، هماهنگی شیوه‌های فرزندپروری میان زوجین، همواره با چالش‌هایی همراه بوده است. از این رو، هدف این پژوهش بررسی تجارب زیسته والدین در زمینه اختلافات در شیوه‌های فرزندپروری زوجین بود.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: روش‌شناسی این پژوهش، کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی بود. جامعه مورد پژوهش شامل کلیه والدین دانش‌آموزان دوره اول ابتدایی منطقه پنج شهر تهران در سال 1404 بود که از این بین، تعداد 26 نفر (13 زوج) به روش نمونه‌گیری دردسترس، انتخاب شدند. فرآیند نمونه‌گیری تا رسیدن به اشباع طول کشید. جهت جمع‌آوری داده‌ها، از مقیاس شیوه‌های فرزندپروری و مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. تحلیل داده‌های گردآوری شده به روش بازخورد اعضا، ممیزی مسیر و کدگذاری موازی انجام شد.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: بعد از تحلیل داده‌ها، 15 مضمون فرعی و 5 مضمون اصلی شامل تجارب هیجانی-جسمانی تعارض، ادراک ماهیت و سرچشمه‌های تعارض، پویایی رابطه و الگوهای تعاملی، پیامدهای ادراک شده و راهبردهای مقابله و جست‌وجوی معنا به دست آمد.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: نتایج یافته‌های پژوهش علاوه بر ایجاد بینش و آگاهی نسبت به تجارب اختلافات در شیوه‌های فرزندپروری زوجین، می‌تواند جهت برنامه‌ریزی برای رفع مشکلات و چالش‌های این گروه مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از ریشه تا نتیجه: مروری نظام‌مند بر استحکام روانشناختی با تمرکز بر سلامت روان</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_107093.html</link>
      <description>هدف: استحکام روانشناختی یک سازة چندوجهی است که توانایی فرد را برای حفظ تعادل روانی و تداوم عملکرد سازگارانه در مواجهه با موقعیت‌های پراسترس، مبهم و چالش‌برانگیز نشان می‌دهد. مطالعة حاضر با هدف فراهم‌سازی درکی عمیق‌تر و یکپارچه‌تر از این سازه، به تحلیل و طبقه‌بندی عوامل پیش‌بینی‌کننده و پیامدهای آن پرداخته و هدف نهایی آن، تسهیل طراحی مداخلات اثربخش در حوزه سلامت روان و پیش‌گیری روانشناختی است.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
&amp;amp;nbsp;روش: این پژوهش از نوع مرور نظام‌مند با رویکرد مرور یکپارچة پیشینه بود و با استفاده از روش کتابخانه‌ای در پایگاه‌های دادة داخلی و خارجی انجام شد. از میان ۱۳۴ منبع اولیه، ۴۳ مقاله بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند تا پوشش جامع و منسجمی از منابع نظری و تجربی فراهم شود.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
یافته‌ها: نتایج نشان داد که استحکام روانشناختی تحت تأثیر طیفی از عوامل فردی، شخصیتی، خانوادگی، اجتماعی و معنوی و نیز پیش‌بینی‌کننده‌های معکوس قرار دارد و همچنین در پیامدهای مثبت زندگی از جمله ارتقاء سلامت روان، بهبود تنظیم هیجان، اثرات شناختی&amp;amp;ndash;رفتاری مثبت، پیشرفت تحصیلی و شغلی و موفقیت در عملکرد ورزشی نقش مهمی ایفا می‌کند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: یافته‌ها اهمیت استحکام روانشناختی در حوزه‌های مختلف زندگی را برجسته می‌کنند و بر لزوم پژوهش‌های آینده برای توسعه و ارزیابی مداخلات مبتنی بر شواهد به منظور تبیین سازوکارهای زیربنایی و ارتقاء کاربردهای عملی آن تأکید دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتباریابی فهرست ارزیابی زبان مجاز در کودکان با اختلال اتیسم خفیف در زبان فارسی</title>
      <link>https://apsy.sbu.ac.ir/article_107094.html</link>
      <description>هدف: زبان مجاز نقشی اساسی در ارتباطات اجتماعی دارد. کودکان با اختلال اتیسم معمولاً در این بُعد ارتباط مسئله دارند. در زبان فارسی ابزار نظام‌مندی برای سنجش زبان مجاز در این گروه از کودکان یافت نشد. پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتباریابی &amp;amp;laquo;فهرست ارزیابی زبان مجاز در کودکان با اختلال اتیسم خفیف در زبان فارسی&amp;amp;raquo; (فازماخ) انجام شد.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
روش: این پژوهش مطالعۀ روش شناختی از نوعی طراحی و اعتباریابی ابزار با رویکرد مقطعی بوده است. جامعه پژوهش شامل متخصصان حوزه زبان و اتیسم (۱۰ نفر) و کودکان 6 تا ۹ سال با اختلال اتیسم و همتای دارای رشد طبیعی بود. برای ساخت پرسشنامه بر اساس منابع 48 گویه طراحی شد. روایی صوری و محتوایی بررسی شد و ۳۶ گویه باقی‌ماند. نمونه‌گیری به صورت دردسترس انجام شد که شامل ۳۰ کودک با اختلال اتیسم خفیف (۱۸ پسر، ۱۲ دختر) با میانگین سنی 7 سال و 2 ماه و ۳۰ کودک با رشد طبیعی (16 پسر، 14 دختر) با میانگین سنی 7 سال بودند. &#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: نتایج شاخص‌های روایی محتوایی برای کل مقیاس، مطلوب بود (81/0=S-CVI.UA ،95/0S-CVI/Ave&amp;amp;nbsp; ) شاخص نسبت روایی محتوا 36 گویه بیشتر از 62/0 برآورد شد. ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 90/0 بود. روایی افتراقی، آزمون T مستقل تفاوت معناداری بین کودکان با و بدون اختلال اتیسم نشان داد&amp;amp;nbsp; (11/42=df ،0.05&amp;amp;gt;p، 04/11-=T).&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
نتیجه‌گیری: فازماخ برای سنجش زبان مجاز در کودکان ایرانی با اتیسم، از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است. این پرسشنامه می‌تواند در غربالگری بالینی، طراحی و ارزیابی برنامه‌های آموزشی و مداخله‌ای مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
